مؤلف مجهول

مقدمه 19

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

8 - ى : ياى زايد در بعضى موارد به آخر كلماتى كه با همزه يا واو ختم مىشود به چشم مىخورد مانند : چون صداى شنيد بيرون آمد ( ص 83 ) . صف آراى گشته ( ص 26 ) . دعا و ثناى به جاى آورد ( ص 460 ) . هايهوى در ميان اردوى بلند گرديد ( ص 357 ) . چه آرزوى دارى . . . آرزوى به خاك بردم ( ص 574 ) . اين « ى » در يك مورد در حالت جمع نيز ديده مىشود : آهويان ( ص ) . 9 - كلمات زير بدين ترتيب تحرير يافته بود : اثاثه / در همه جا به صورت / : اساسه / بدخشان ( نام ولايت ) / در همه جا به صورت / بداخشان / تعيين / در همه جا به صورت / تعين / تغيير / در همه جا به صورت / تغير / شست ( قلاب ماهىگيرى و . . . ) / در همه جا به صورت / شصت / گزيده ( انتخاب كرده ) / در همه جا به صورت / گذيده / ثمرقند ( نام شهر ) / در بعضى جا به صورت / سمرقند / خاتون / در بعضى جا به صورت / خواطون / دشمن / در بعضى جا به صورت / دوشمن / شرمنده / در بعضى جا به صورت / شرمانده / همايون / در بعضى جا به صورت / هميون - همايان / خاستن ( بلند شدن و . . . ) / به صورت : خواستن خواستن ( اراده كردن و . . . ) / به صورت : خاستن دو كلمهء اخير با كليهء مشتقات آنها به استثناى چند مورد در همه جاى كتاب به صورت‌هاى فوق تكرار شده بود . 10 - وصل و فصل كلمات - اتصال و انفصال كلمات تابع ترتيب معينى نبود و يك كلمهء مركب گاهى متصل و زمانى منفصل نوشته شده بود . گاهى دو يا سه كلمهء مفرد بهم متصل و بسيار نامناسب و نامأنوس بود مانند : راستميگوئى ( راست مىگوئى ) آنكشتهاى ( آن كشته‌هاى ) پنجششهزار ( پنج شش هزار ) و گاهى كلماتى را در حالت اضافه هم سر هم نوشته و توجهى به كسرهء اضافه نكرده بود مانند : داخلبغداد شد ( داخل بغداد شد )