مؤلف مجهول

98

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

را مفوض به رأى آن گماشت اولاد فاضل بىيوز و خدايار بىيوز كه ديرباز بدين بلاد حكمران و فرمانروا بودند همه از بدكردارى خودها منتشر و پراكنده شده به هر طرف افتادند و بعضى گردنكشان آن جماعت همتاى دولت جاه به چاه عدم فرو رفتند . بعد از آنى كه فتنه و فساد سركشان جماعت قرق يوز به سيلاب حوادثات از قصبهء ديزق تا به ملك خجند برداشته شده ، جاى گيرو دار جماعت اشرار به صاحب دولتان ذوى الاقتدار قرار گرفت . آنگاه محمد على خان خوقندى يكى از دولتخواهان خود را به جانب بخاراى شريف به مستقرّ سرير سلطنت صاحبقرانى فرستاده ، به نامه درخواست نموده نوشت كه سليمان دستگاه‌ها آنچه غبارى كه فىمابين شايع بود از فتنه‌انگيزى آن جماعت فساد آيين به هم مىرسيد ، الحمد الله در اين اوان خيريت نشان فرح توأمان ، غبار ضلالت فرو نشسته دامان هردو دولت به هم پيوسته در ميان ما و شما هيچ غيريتى واقع نيست و در سايه دولت ابد مدّت طرفين جمهور خلايق كه بدايع ودايع حضرت خالق‌اند به رفاهيت حال و به فراغ بال به لوازمات بندگى اشتغال توانند نمود و آب آمو كه معهودگاه معين است از قديم الايام پادشاهان ماضى به تقسيم از آن موضع راضى شده گذشته‌اند ، اندرين هنگام فرّخ انتظام و در ايام دو دولت نيكوانجام ، طرفين نيز به همان نسق به دستور ما سبق اقدام نموده به دولت خدا داده قانع و شاكر باشيم . ملتمس از جناب كامكارى جنابعالى اينكه [ خوانده نشد ] ايلچى [ خوانده نشد ] اتحادمندى دائما جارى و گشاده باشد . جناب امير خلافت مصير ملتمس آن را مبذول داشته ايلچى محمد على خان را بايد و شايد به مكارم پادشاهى سرافرازى بخشيده ، بعد از آن عهدنامه مدلّل به آيات فرقان و مؤكّد به ايمان مرتب نموده به مهر عالى مزيّن فرموده ، يكى از سادات سعادت قرين را به طريقهء ايلچىگى به ايلچى خان خوقند همراه كرده رخصت انصراف ارزانى فرموده روانه نمود . بعد از آنى كه ايلچيان حسب الفرمان عالى خاقان كامران عازم راه گرديده به سرعت بال استعجال طى منازل نموده به نزد خان خوقند رسيدند ، خان خوقند نيز ايلچى خواجه مشاراليه را به بارگاه خود بار داده بايد و شايد نوازش فرمود . چون از مضمون عهدنامه