مؤلف مجهول

93

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

نمايند . حسب الفرمان عالى اولا مرتبه امارت‌پناه ايالت آگاه مؤمن دادخواه حاكم سمرقند به همراهى لشكر خود به ايراولى لشكر ظفر اثر متصدى شده راهى گرديد . از تعاقب آن حكومت آگاهان قصبات ميانكالات بىاهمال پيروى نمودند و نيز عسكريهء قرشى و چراغچى و قول خزار و بايسون و شيرآباد از تعاقب سوارى نموده ، پىدرپى رسيدند . امراى بخارا نيز دسته‌هاى خودها را به آرايش صفوف زيب و زينت داده ، علم تهوّر افراشته عازم شدند . نور محمد بىتوپچى باشى عراده‌هاى توپ و زنبورك را در صدا درآورده به صد آيين و حشمت و تذبذب در بنياد كوه و هامون انداخته ، روان گرديد . افواج جزايرچى با شترهاى قطار ، علمهاى رنگانگ برپا نموده ، پيرو صفوف سابق گرديد ، و اينچنين سرهنگان هر صده و يوزه به قانون عجب يسون و آيين بسته رايت تهوّر افراختند . آنگاه امير صاحبقران سعادت‌نشان پاى مصادقت سيما به ديدهء ركاب نهاده ، سمند هامون نورد جهان‌پيما را از جا برانگيخته ، به چندين گيرودار فتح و ظفر در يمين و يسار ، نهضت فرموده به درون درهء « ايلان اوتى » درآمده راهى گرديد . دستجات خاصه بردار به ركاب جلال آثار چون كواكب ثوابت و نجوم سيّار صف كشيده در حركت آمدند . قراولان طرفين در ميان دره به يكديگر ملاقى شده مزاحم شدند . همانا لشكر سمرقندى يكباره بىتحمل لجام ريز رسيده قراول دشمن را برداشته تا به لشگرگاه آن رسانيده ، چندى از بهادران نامى را از اعدا ، بندى برده ، به ركاب همايون امير كامياب رسانيده دعا كردند . محمّد صادق بيگ حاكم ديزق و ديگر سرهنگان و نام‌آوران از جانب اعداء لشكريهء قرق‌يوز را ترغيب به جنگ نموده ، سر راه بر مقدمهء سپاه ظفرپناه گرفته ، بىمحابا به دهنهء ايلان اوتى رسيده ، پنجهء جلادت گشاده ، كما حقّه سعى و كوشش نمودند از بس‌كه آن جماعت ضالّ برگشته اقبال ، مدت يك قرن قطع طريق و بيراهى به اطراف و اكناف عالم نموده ، احدى دست تغلّب و تسلّط آنها را نيافته بود . معترف به عجز و قصور ناشده از كمال شدت جهل و غرور مع جماعت ايلغريهء خوقندى به مقدمهء لشكر سمرقند رو به