مؤلف مجهول

89

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

گفتار در نهضت نمودن امير جم جاه عالم‌پناه خورشيد كلاه به جانب ولايت ديزق و به دست آوردن آن حصن حصين را به تأييد حضرت رب العالمين بر ضمير منير نكته‌شناسان دهر پوشيده نماند كه چنانچه كه قبل از اين به زبان تحرير قلم اشارات به تقرير پيوسته يكى آن بود كه بعد از انتقال حضرت خليفة الرحمن پادشاه غفران‌نشان حضرت امير حيدر سلطان - نوّر اللّه مرقده - از جماعت قرق‌يوز محمد رحيم اتاليق در آن اوان حكومت ولايت اوراتپه به دست او بود در حينى كه بحار تذبذب در جوش تلاطم امواج بود وقت را غنيمت دانسته ، به ايلاتيهء اطراف و جوانب ولايت ديزق ، پنهانى خط خبر رسانيده ، مردم را به وعده‌هاى دروغ بىفروغ به خود گرفته ، شبكى آمده ولايت ديزق را به دست درآورده حاكم آن را برآورده فرستاده بود . از اين جهت غبارى به خاطر معدلت مآثر پادشاه جهانگير طارى گرديده ، مترصّد فرصت مىبود . بعد از آنى كه از قضيهء قصبهء چراغچى خاطر مبارك را جمع گردانيد ، آيينهء انديشه را بر جانب ولايت ديزق پرتوافكن ساخته سران سپاه و امراى حشمت جايگاه را جمع نموده در اين امور مشورت فرمود . اركان دولت و امراى ذى شوكت كلهم اجمعين انگشت قبول به سر و چشم نهاده ، بدين امر ساعى گرديدند . بناء عليه جناب مستطاب كامياب صاحبقران ، قمر ركاب در هنگام جوش بهار و طليعهء رنگ و بوى ازهار كه موسم ارديبهشت است به جهت عزيمت گوشمال جماعت قرق يوز استدعاى فتح بلاد ديزق را از حضرت واهب العطايا درخواست نموده ، حكم جهان مصاب عالم مطيع به جهت تجهيز جيوش ظفر اثر ، سعادت‌يار ، به وقوع پيوسته تواچيان را به اطراف ممالك محروسه فرستاد تا كه حكام ذوى الاحترام هر بلاد با قشونات خود به روز وعده در ولايت