مؤلف مجهول

80

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

پادشاهانه را فراخورد احوال هريك از امراى نامدار و سپهسالاران ذوى الاقتدار و بهادران رزم‌آزماى و جانسپاران دشمن‌رباى داشته ، به انعامات بىكران و به عواطف و احسان ، ممنون و مسرور گردانيده ، سرافرازى بخشيد . فرمان لازم الامتثال شد كه يوم جمعه سيوم جلوس ميمنت مأنوس خطباى عصر در منبرهاى اسلام برآمده از بخارا تا سمرقند و ميانكالات و قرشى و خزار و ساير بلاد قلمرو ، خطبهء كامگارى و القاب شهريارى به نام نامى گرامى نيكو انجام مبارك فرجام خسرو زمان و صاحبقران دوران خوانده ، ستايش سلطان جوان‌بخت كامياب بجاى آورند . بعد از آن فرمان قضا جريان چنان نفاذ يافت كه هواخواهان و نمك‌خوران مير عمر خان را كه از هريك به ذات رفيع درجات جناب‌عالى صاحبقرانى بىحرمتى و بىادبى وقوع يافته بود همه را دستگيرى كرده آورده ، بعضى را از بالاى نقاره‌خانهء ارگ عالى به زير انداخته و برخى را در ميدان ريگستان شهر به قتل آورده ، جزا در كنار آنها گذاشتند . و نيز به وساطت حقايق‌پناه شريعت جايگاه استاد الاستاد محمد شريف خواجه مولوى مير عمر خان را مع چندى از خدمتكاران آن از شهر برآورده از خون آنها گذشته بدرقه كرده فرستاد و مير زبير خان و مير صفدر خان و مير حمزه خان ، اين هر سه برادر كه به سرحدّ رشد و كمال رسيده بودند به صوابديد دولتخواهان درآمده از روى دورانديشى و از آمد و شد سپاهيگرى روز ناآمده را انديشه كرده هر سه اميرزاده را جانب قصبهء نرزم كه در لب آب آمويه واقع است در آن حصن حصين فرستاده به محاكم آنجا سپارش عالى شد كه شهزادگان را به قصبهء مذكوره حبس مؤبّد نموده به احتياط تمام به نگاهبانى اينها مشغول باشند . چون به ميامن حضرت رحمان ، امير صاحبقران سعادت‌توأمان به مستقرّ سرير سلطنت تا به يك سال فارغ‌بال بىملال به يك منوال قرار يافته ، همواره در اعلا و ترفيع دين محمدى و به ترويج آيين سنن احمدى اشتغال پذيرفته ، پيوسته در انهدام اركان بدعت و ضلال ، آن شاه نيكوخصال به جدّ و جهد به سر بردى . ايزد تعالى هيچ فضلى از