مؤلف مجهول

74

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

مزيّن نموده فرستاد و كلان شوندگان بخارا و سمرقند را خفية محظوظ اكرام و عواطف خسروانى گردانيده ، بايد شايد ، خاطر مبارك خود را از هر جانب جمع ساخته ، در اوّل فصل بهار كه خوشى و خرّمى فصل ربيعى است ، به فرمان واجب الاذغان ، قشونات ولايت قرشى و خزار و بايسون و شيرآباد و چراغچى را مع توابع و لواحق آن جمع نموده مضمون اين كلمات را به خاطر خود مصمم گردانيد : شعر يا برآيم به چرخ گردنده * يا شوم زير پا سرافكنده توكل به ذات پاك تعالى و تقدّس نموده ، پاى سعادت فرساى در ساعت نيك و در زمان سعد در ديدهء ركاب ظفر انتساب نهاده ، سر رخش ارادت به جانب سمرقند فردوس مانند معطوف ساخته عزم تسخير ولايت سمرقند و بخارا را به خود جزم كرده ، لشكر صاحبقرانى آراسته گردانيده به صد شأن و شوكت و حشمت كوس و گوركه و ناى و نفير شاهى را در صدا درآورده راهى گرديد . به دو منزل به قصبهء جام نزول اجلال ارزانى فرمود . چنانچه كه در آن اوان خيريت‌نشان در ولايت سمرقند فردوس مانند امارت‌پناه ايالت آگاه محمد صفر بىحاكم بالاستقلال بود ، به شنيدن اين خبر بهجت اثر به همراهى امراى عظام و سادات كرام و كلان شوندگان ذوى الاحترام اتفاق نموده ، از ولايت سمرقند برآمده به طريقهء استقبال تا به قصبهء جام رسيده ، ركاب ظفر انتساب صاحبقران كامياب را بوسه داده ، به شرف قدوم ميمنت ملزومش مشرّف گرديده ، فراخورد شاهانه تارتق‌ها كشيده دعا نمودند . اميرزاده صاحبقران ظفر توأمان نيز اين جماعت را به مراحم و عنايات سلطانى سرافرازى بخشيده ، از قصبهء جام كوچ كرده ، پگاهى آن روز به مضافات سمرقند فردوس مانند داخل گرديده ، اولا مرتبه ، مزار فايض الانوار حضرت خواجهء احرار - عليه الرحمه - را زيارت كرده ، نذورات و تصدّقات به سكّان آن عالى مكان اكرام نموده ، استعانت از روح پرفتوح آن بزرگوار درخواست فرموده ، پگاه آن روز از آنجا به فرّ دولت