مؤلف مجهول
65
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
ولايت پنجشنبه و كته قورغان را محاصره كرده ، به قهر و غلبه گرفته ، از جماعت خطاى قپچاق ، كلان و خورد ، مقدار هزار و پانصد نفر را اسير نموده ، به فرمودهء تورهء تورانيان ، شهزادهء خسرونشان ، مفسدان اسير شده را در هر كوچه پس كوچه و در رستههاى بازار به قتل آورده ، كلانان آن جماعت را از بالاى اشجار ، و از بلنديهاى ديوار ، زنده به زنده سرنگون آويخته ، به هلاكت رسانيدند . بقيهء آن جماعت اشرار از لشكر جرّار فرار نموده ، دوشنبه قورغان و چلك و لايش را دار القرار خودها ساختند . نويد خرسندى اين مقدمهء سراسر سرور را شاهزادهء صاحبقران ظفر توأمان به امير جلالتنشان والد خود عرضه داشت نموده به دربار گردونمدار عالى فرستاد . در همين مورد به فرمودهء والد خود مقدار دو هزار لشكر نامور را از درون لشكر بخارا جدا كرده ، به طريقهء ايلغر به سوى سمرقند روانه نموده ، خود به همراهى امراى ذوى الاقتدار به فتح و فيروزى تمام به جانب بخاراى شريف مراجعت فرموده ، آمده به ديدار پر انوار پدر خود فايض و مشرّف گرديد . خلاصهء كلام اينكه به سبب فساد جماعت مفسدان بد نهاد تا به انقضاء پنج سال هرج و مرج به ولايت سمرقند و به ساير قصبات ميانكال به يك منوال مىبود و نيز در اثناى اين حادثه محمد رحيم خان اورگنجى كه عرق دشمنى خود را در حركت آورده و ضيقى وقت را غنيمت دانسته ، اطراف ولايت محروسه را آنا فآنا تاخت و تاراج نموده ، فقراى تومانات را مع متوطنان لب آبى به تنگ آورده بود و جماعت « قرق يوز » نيز از جانب اوراتپه و ديزق و جماعت كنگسيهء مفسد شهر سبزى اينها نيز دشمنى جبلّى خودها را اظهار نموده ، از هر جانب تاز و باز مىنمودند . بعد از آنى كه مدّت فتنه و فساد و بغى و عداوت ايلاتيهء مفسد به طول انجاميده ، از بدكردارى خودها به مطلبى نرسيدند فى سنهء 1245 بود كه اولا مرتبه جماعت ميتن و قراقلپاق طريقهء ايلى و انقياد را پيش نهاد خاطر خودها گردانيده ، اشراف قبايل خودها از وجه معذرتخواهى برآورده ، سمّ تكاور حضرت امير سعيد سعادت نشان را بوسه داده ، از صميم قلب معذرتخواهى نموده ، كلان و خورد اين هردو جماعت به سر و گردن غلطيده ، از كردهء كردار خودها استغفار نمودند .