مؤلف مجهول

46

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

مركز گريز در قلمرو « چارولايت » « 1 » كه رسما در تابعيت بخارا بودند ، به اعمال خود شدّت بخشيدند . همسايهء بسيار ناآرام بخارا ولايت شهر سبز بود « 2 » . جزئياتى از اين حكايت در منتخب التواريخ محمد حكيم خان مندرج است . نويسندهء ظفرنامهء خسروى براى بيان مناسبات شهر سبز و بخارا و افغانستان صفحات جداگانه اختصاص داده است . حاكم شهر سبز دانيال آتاليخ و جاىنشينان وى كه تنها از ناچارى حكومت مركزى بخارا را به رسميت مىشناختند ، در عمل هوادار تمام مخالفان امارت بودند ، آنها را در خاك خود جاى مىدادند و پشتيبانى مىكردند . ظاهرا در آن روزگار ميان بخارا و شهر سبز حوادث بسيار به وقوع پيوسته است . تاريخ‌نگاران ، بدون آنكه ترتيب زمانى واقعات را رعايت كرده باشند ، دربارهء چند لشكركشى امير نصر الله به شهر سبز سخن به ميان آورده‌اند . و اما نويسندهء ظفرنامهء خسروى اساسا دربارهء سه لشكركشى امارت بخارا كه عاقبت به بخارا پيوستن شهر سبز انجاميد مفصل حكايت كرده است . مؤلف مىگويد كه امير نصر الله ، پس از جلوس خود ، در مدّت يك سال به تنظيم كارهاى درون حكومت مشغول شد ( برگ 18 « ب » ) . بعد از گذشت يك سال ، در آغاز بهار ، ( پنج‌شنبه ، 15 حمل ) ، امير براى نخستين بار در مقابل « شهر سبز » لشكر كشيد « 3 » ( برگ 20 « ب » ) . و اين نخستين كار جنگى امير جوان بود . اين نبرد گواه از آن است كه امارت بخارا به شهر سبز چه اندازه توجه داشته است . بهانهء يورش اين بوده كه شهر سبز قصبهء چراغچى را ضبط كرده و به خاك خود افزوده است ( برگ 18 « ب » ) . در حوالى چراغچى جنگ به وقوع پيوست كه سه روز ادامه

--> ( 1 ) . « چارولايت » نواحى كنار چپ رودخانهء آمو را كه اكنون « شمال افغانستان » ناميده مىشود ، در بر مىگرفت . ( 2 ) . تاريخ اين ولايت تاكنون درست تحقيق نشده است . ( 3 ) . مير على بخارايى تاريخ اين يورش را سال 1827 دانسته است ( فتح‌نامهء سلطانى ، برگ 125 « ب » ) كه اشتباه مىباشد .