مؤلف مجهول

17

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

ص 42 . خودها : يعنى خودشان ، يا خود كه ضمير مشترك است . ص 42 . لشكرى بيرونى به جاى لشكر بيرونى با اشباع كسرهء اضافه . ص 42 . لجام ريز : افسارها رها و آزاد . ص 45 . مملكه به جاى مملكت . ص 49 . در آن ولا : در آن محل ، گاهى به معنى در آن وقت . ص 53 . شبكى : شبانه . ص 59 . مايان : ما ( ضمير اول شخص جمع ) در سخن عوام : ماها . ص 52 . بيلاكات خودها را : پيشكشهاى خود را . ص 74 . فرخاش به جاى پرخاش . ص 84 . المانيه و ص 89 - المان و ص 92 - المانيه و ص 116 . المان و ص 125 - المان و ص 157 و ص 158 . الأمانيه : در تمام موارد و يا ضبطهاى متفاوت از واژهء الأمان آمده است كه بيشتر ايلات ترك خصوصا تركمنها با كشيدن فرياد « الأمان » به يورت يا اوبه‌هاى يكديگر حمله مىكنند و به غارت و يغما مىپردازند . در اين كتاب بيشتر به معنى « حشر » و سياهى لشكر است كه ايشان هم پس از غارت كردن لشكريان آنچه از مال و منال مردم مانده چپاول مىكنند . ص 84 . نتوانيست به جاى نتوانست . ص 87 . اونك و سول : ميمنه و ميسره . ص 87 . سركردگان خاصه بردار . ظاهرا به معنى جاندار و حافظ و نگهبان شخص سلطان است . ص 87 . خطايچه و شمخال : دو نوع توپ كوتاه و باريك كه بر شتر حمل مىكردند و برد زياد نداشت . ص 89 . بىطرحى كردند : خلاف اصول اخلاقى رفتار كردند . همچنين در ص 90 . ص 90 . ندانيست به جاى ندانست . ص 90 . بوپذيريد : بپذيريد . ص 91 . كينكاش به جاى كنكاش .