مؤلف مجهول

103

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

گفتار در ذكر وقايعى كه از جانب ام البلاد بلخ و آقچه و تاشقورغان و چار ولايت شايع گشته و به اندك تردد شاه والاجاه خورشيد كلاه غبار فتنهء بلاد مذكور فرو نشسته بايد دانست كه در سنهء 1247 بود كه از جانب ام البلاد بلخ و آقچه و تاشقورغان و چارولايت اندك غبارى به خاطر مبارك جناب‌عالى حضرت صاحبقرانى طارى گرديده بىضابطگى رويداد شد ، از بس كه دوست محمد خان كابلى به اغواى بيهوده و به سبب فسادانگيزى حاكمان ، چارولايت را كه از انقياد و اعتقادى كه به جانب‌عالى داشتند منحرف گردانيده ، به سوى خود دلالت مىفرمود . بلكه آب آمويه آن‌جانب را بالكليه به جانب خود ترغيب فرموده مىخواست كه فتنهء عظيمى برپا سازد . بعد از رسيدن اين خبرهاى وحشت اثر عرق حميّت امير دلاور در حركت آمده در اوّل بهار كه هنگام تساوى ليل و نهار است و حدّ اعتدال ربيعى است به فرمان واجب الاذعان از اطراف جهان رايات نصرت آيات از مراكز قلمرو در حركت آمده ، امير صاحبقران ظفرقرين مع اركان دولت به صد شأن و شوكت راكب اشهب تيزگام زرين لگام گرديده ، پس و پيش چوق‌چوق سپاه ظفرانتباه چون درياى موّاج روان گرديده ، مسافت مراحل به قدم مسارعت طى نموده ، بعد از قطع منازل در لب آب آمويه رسيده ، در محاذى گذر كلف لشكرگاه كرده ، نزول اجلال ارزانى فرمود . چنانچه كه قبل از حركت لشكر نصرت‌اثر به فرمان شاه نيكوسير تمامى كشتيهاى سراپاى گذرهاى دريا را به گذر كلف جمع نموده بودند ، اين‌چنين قوشون ولايت چارجوى تا بلاد كركى و سراپاى دو رويهء لب آب از آن طرف دريا حسب الفرمان عالى در محاذى لشكر ظفرپيكر رسيده ، فروذ آمدند . بدين دستور حكّام ذوى الاحترام ولايت شيرآباد و بايسون و خزار و حصار شادمان مع توابع و