نظام الدين شامى
65
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
غيبت كرده به سفر مبارك حجاز رود و پسر خضر را امير سيف الدين شفاعت كرده گناه او عفو فرمود امّا فرمود كه زندهحشم را پيش من راه ندهند كه مار در آستين پروردن از عقل دورست و دشمن را دوست انگاشتن از دانش و عاقبتانديشى بعيد و امر فرمود تا او را بند و زنجير كرده در حبس بازداشتند ذكر ابتداى قضيّهء امير صاحبقران با خوارزم و حكّام آنجا چون امير صاحبقران مملكت را از دست بيگانگان خلاص كرده بر مقتضاى إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها سلطنت مملكت بر دودمان چغتاى مقرّر فرموده احياى قواعد ايشان كرد مدّت پنج سال بود كه كات و خيوه را امير حسين صوفى با تصرّف گرفته بود ايلچى فرستاده به دو پيغام داد كه آن دو موضع تعلّق بچغتاى خان دارد بايد كه با هرچه بدان تعلّق دارد با تصرّف ديوان پادشاه گذارى تا بعواطف و مراحم مخصوص شده راه دوستى گشاده و اسباب يگانگى آماده گردد حسين صوفى در جواب گفت اين ولايت بتيغ مسخّر كردهام هم بتيغ بايد گرفت [ بيت ] عروس ملك كه مهرش بريدهاند بتيغ * مگر بتيغ مر او را طلاق نتوان داد چون اين سخن بسمع شريف رسانيدند مولانا جلال الدين كشى رحمة الله عليه بعد از تقديم مراسم دعا و ثنا التماس نمود كه اگر حكم نافذ شود و مرا برسالت فرستند شايد كه بيمن نصيحت از خواب غفلت بيدار شوند و در خون و مال خلق سعى نكنند و مسلمانان در كنف امن و سلامت بمانند اجازت يافته بخوارزم رفت و وظايف نصيحت و نيكانديشى چنانچه طريقهء ارباب دين باشد بتقديم رسانيد و در تسكين آتش فتنه كوشيده آن معانى را بآيات و احاديث مؤكّد گردانيد چون سعادت مساعد نبود از قبول آن اعراض نموده آن بزرگ را در حصار قورغان موقوف گردانيد امير صاحبقران فرمود لقد أعذر من أنذر يعنى هركه از روى مسلمانى و نيكخواهى خصم را آگاه گردانيده بجادّهء انصاف و راستى دعوت كند و از بدئ عاقبت ستيزه و ستمگارى بپرهيزاند بحقيقت عذر خود خواسته باشد و بعد از ان اگر صورتى از سر خشونت واقع شود گناه آن را بود كه سخن نشنيده باشد و روى از راه انصاف گردانيده