نظام الدين شامى

54

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

نزديك رسيدند و دويست مرد ديگر بمدد ايشان آمدند ايلچىبوغا مردانگى كرده خود را در ميان پيادگان انداخت و چند تاجيك را سيلى بر گردن زد و به زبان شيرين با ايشان سخن گفت و تقرير كرد كه اين امير كه پيش شما ايستاده است امير تيمور است اسيران شما را خلاص كرده بشما مىدهد اين كارهاى بيهوده چرا مىكنيد دشمنان از جاى خود او را سر فرود آوردند و از ميان ايشان دو مرد بيرون آمدند و خدمت نمودند اشارت فرمود كه آنچه از اسپ و جيبه از ولايت ما گرفته‌ايد جمع كرده پيش ما آريد تا اسيران شما را بشما دهيم همه در مقام خدمت فرمان بردند و اشارت او قبول كردند و هرچه از آلت و جيبه گرفته بودند آوردند و از بهر امير صاحب‌قران و جهانملك دوقوزها كشيدند و اشارت نافذ شد تا اسيران ايشانرا بازدادند و از انجا برگشته لشكر قول بتعجيل رسيدند و تيزكچى جلاير ببدخشان درآمده بود اميران گفتند در وقت مراجعت پرسيده شود امير صاحب‌قران اين سخن شنوده غضب فرمود و ايشانرا حاضر كرده قضيّه پرسيده چوب ياساق زدند ذكر ياغى شدن شيخ محمّد و كيخسرو با امير حسين امير حسين قاصدى بجانب امير صاحب‌قران فرستاد كه كيخسرو و شيخ محمّد ياغى شده اند بايد كه بىتوقّف حاضر شوى كه تدبير اين مهمّ بىرأى و مشورت تو ميسّر نمىشود فى الحال سوار شده بسالى سراى بلب آب رسيده ملاقات كرد امير حسين آنچه وظيفهء اكرام و احترام باشد بتقديم رسانيد و از مراسم تبجيل و تكريم هيچ دقيقه مهمل نگذاشت و در وقتى كه امير صاحب‌قران در بدخشان نشسته بود شيخ محمّد و كيخسرو سخنى گفته بودند و نشانى بامير حسين فرستاده و او آن را محافظت كرده نگاه مىداشت و امير صاحب‌قران بران مطّلع بود درين حال با خود گفت اگر امير حسين را عهد و پيمان راستست و دل با من صافى بايد كه اين سخن با من بگويد و آن نشان به من بنمايد چون بران موجب واقع نشد و ازو پنهان داشت در حقّ امير حسين بدگمان شده در فكر مىبود و درين حال در اوتاغ نشسته بود كه دو مرد درآمدند و نمودند كه امير حسين در حقّ تو انديشهء بد دارد و قصد گرفتن تو كرده از انجا كه كمال مردى و قوّت نفس