نظام الدين شامى
37
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
و لشكر جمع كرده مىآمدند مباركشاه و شيخ محمّد دل با امير صاحبقران يكى داشتند و بر توجّه به حضرت او عازم بودند امّا چون لشكر امير حسين و شير بهرام بتعجيل رسيدند آن مجال نماند بالضروره بجانب امير حسين رفتند امير حسين خضر خزانهدار را با مصحفى كه بدان سوگند خورده بود پيش امير صاحبقران فرستاد و از راه كيد و مكر پيش آمده مىخواست كه بحيلت برو دست يابد و پيغام داد كه مخالفت ميان ما موجب خرابئ مملكت است و چون عقل و كفايت و ديانت و مسلمانئ تو معلوم است درين باب فكر كرده در اصلاح حال مملكت و رعيّت سعى نماى من لشكر خود را در چغانا بگذارم و لشكر تو در خزار توقّف نمايد و هريك با صد مرد در چكچك بهم رسيم و عهد و پيمان كرده من بعد دشمنان و مفسدان را مجال ندهيم و روزگارى بأمن و عيش بگذرانيم امير صاحبقران از انجا كه كمال عقل و دانش و بسيارئ خرد و كاردانئ او بود بر غدر او اطّلاع يافته مىخواست كه در ان باب فكرى نيكو انديشيده مصلحت وقت را رعايت كند امّا امرا و ملازمان مسلّم نمىداشتند و بر صلح تحريص مىكردند بالضروره لشكر در خزار گذاشته سيصد مرد كارديدهء جيبهدار با اسپان فربه اختيار فرمود و قرار كرد كه دويست مرد ازيشان در موضع ده نو باشند و تا حكم نرسد از انجا حركت نكنند و خود با صد مرد روانه شده بدهنو فرود آمد و امير حسين و شير بهرام با سه هزار مرد گزيده بعزيمت آنكه بمكر و حيلت فرصتى طلبند بيرون آمدند يكى از غلامان امير صاحبقران كه پيش ايشان بود گريخته از راه كش بدهنو رسيد امير صاحبقران از انجا گذشته بود و او را اسپ مانده شده بهرام كاياك نام غلامى داشت او را بتعجيل فرستاد تا اين معنى معروض گرداند او از غايت جهل تصوّر كرد كه چون امرا در اصلاح مىكوشند اين خبر رسانيدن موجب افسادست و مناسب نيست آن خبر نرسانيد امير صاحبقران ازين معنى غافل وقت سحر در خواب خوش بود كه باغى رسيده خواستند كه جوانب و اطراف فروگيرند امير صاحبقران پيشتر از انكه ايشان فرصت يابند سوار شده بتنگ حرم رسيد و لشكر خود را گذرانيده سر راه خصم گرفت و جنگ در پيوسته بضرب تيغ آبدار آن لشكر غدّار را برگردانيد امّا دشمنان همچنان در عقب مىآمدند تا بموضع قاتيليش رسيدند و از انجا قوّت پيش آمدن نداشتند باز ايستادند و آن دويست مرد كه در دهنو موقوف بودند چون اين خبر بشنودند متفرّق و پراگنده شدند و امير صاحبقران با نفرى اندك از جانب قرشى روانه شده و از خزار گذشته با امراى كامگار و وزراى نامدار مشورت كرده مصلحت در توجّه بجانب