نظام الدين شامى
17
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
بياساق رسانيد امير صاحبقران و امير خضر ازو اجازت خواسته در كنف ظفر و شادمانى بولايت خود بازگشتند امير صاحبقران در راه از امير خضر جدا شده به طرف كش توجّه نمود و ده روزه راه را به چهار روز قطع كرده اسباب و ادوات طوى و مجانى مهيّا داشت و چون امير خضر نزديك رسيد استقبال او نموده در اعزاز و اكرام او كوشيد و خدمتهاى پسنديده بتقديم رسانيد امير خضر بولايت خود توجّه نمود و امير صاحبقران بمقرّ عزّ خود بازگشت درين اثنا اميرى توغلوق تيمور نام از سولدوز خروج كرد امير صاحبقران لشكر خود را جمع كرد و از طرف ديگر امير خضر متوجّه شد و هردو در قهلغه بهم رسيدند و با امير حسين باتّفاق ملاقات كردند و وظيفهء طوى و خدمت بتقديم رسانيدند و باجازت او بازگشتند و درين اثنا حاجى برلاس پيش امير بايزيد رفت امير بايزيد رعايت خاطر او واجب ديد و لشكرى ترتيب داده به طرف امير خضر روانه كرد امير حاجى با لشكر در شهركش پيش امير بايزيد حاضر شد امير صاحبقران چون اين معنى معلوم كرد لشكرها جمع كرده پيش امير خضر آمد و با او متفّق شد و باتّفاق روانه گشته بآقيار رسيدند امير حاجى برلاس در مقابل آمد و جنگى سخت واقع شد و از انجا گذشته بجانب سمرقند رفت و با امير بايزيد ملاقات كرد و باتّفاق و مشاورت او بر جنگ عازم شدند و جنگ سخت كرده اردوان در ان معركه كشته شد و امير صاحبقران و امير خضر با لشكر شهر سبز متوجّه سمرقند شدند در راه لشكر گريخته بازگشتند و پيش حاجى برلاس رفتند امير خضر تصوّر كرد كه امير تيمور لشكر را بجانب برادر فرستاد بدينسبب در حقّ او بدگمان شد و آثار اين معنى در گفتار و كردار او ظاهر گشت امير صاحبقران و امير چاكو ازين معنى متوهّم شدند ازيشان جدا شده پيش حاجى برلاس رفتند و چون بهم رسيدند باتّفاق پيش امير بايزيد رفتند امير بايزيد در تعظيم ايشان كوشيد و امير صاحبقران خود را مقدّمه و منقلاى لشكر گردانيده باتّفاق متوجّه امير خضر شدند و چون بهم رسيدند آتش حرب افروخته شد و ديدها بسوزن تير و نيزه دوخته گشت و جنگى واقع شد كه قصّهء اسفنديار و رستم را فراموش گردانيد امير خضر گريز را عين فيروزى دانست و امير بايزيد بيمن مساعدت امير صاحبقران مظفّر و منصور در مسند حكومت متمكّن شد و درين اثنا غدر انديشيده قصد امير صاحبقران كرد و او برأى روشن و الهام حقّ اين معنى در يافت و چون حضرت عزّت او را براى كارهاى بزرگ آماده كرده بود در كف كفايت محافظت كرد تا بينى گرفته يعنى خون مىآيد از مجلس بيرون آمد و فى الحال