نظام الدين شامى

7

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

آنگاه فرزندان دلبند او آن گوشوارگان عرش برين و جگرگوشگان حضرت رسول ربّ العالمين هذان إمامان فقدا و قاما صفت جلالت منصب ايشان سيّدا شبّان أهل الجنّة تعريف فخامت مجلس ايشان دو فلذة الكبد رسول و دو روشنايئ چشم بتول حسن مجتبى و حسين شهيد كربلا و آن دو عمّ بزرگوار حضرت رسالت و دو صنو نامدار بارگاه نبوّت دو نوباوهء بوستان الطاف و دو شاخ شجرهء عبد مناف آن يك خيمهء دين را عماد و اين يك بنيان شرع را اساس ابو عماره حمزه و ابو الفضل عبّاس آنگاه بقيّهء عشرهء مبشّره كه بنويد امّيد فوز بدرجات بهشت مخصوص بودند و در صفّ مقاتلهء كفّار و مقابلهء اشرار كأنّهم بنيان مرصوص و سلّم تسليما طيّبا مباركا و چون آن شهباز بلندپرواز از تنگناى قفص جسمانى به فضاى عالم روحانى خراميد مسند خلافت بوجود خلفاى راشدين آراسته شد و خار بيداد از حواشئ دين و دولت و نواحئ ملك و ملّت بميامن سعى و مساعئ جهد ايشان پيراسته گشت و بعد از مدّت سى سال بساط خلافت الخلافة بعدى ثلثون سنة در نور ديدند و شادروان ثمّ تصير ملكا عضوضا بازكشيدند و ملّت را بدولت تقويت دادند و دين را بپادشاهى تمشيت فرمودند و اعاظم سلاطين كامگار و صناديد ملوك نامدار را مالك ازمّهء حلّ و عقد و قابض اعنّهء قبض و بسط گردانيدند و تمشيت شريعت بمهابت شمشير برّان حوالت كردند و فرمان آسمانى چنين واردست كه لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ يعنى بدرستى كه ما كه خداييم پيغمبرانرا فرستاديم با معجزهاى ظاهر و با ايشان فرو فرستاديم كتاب و ترازو و فرستاديم آهن را كه درو بيم و هراس سخت است و منافع آدميان علما در جمع ميان كتاب و ترازو و آهن گفته‌اند كه وجه مناسبت آنست كه چون پيغمبر بخلق آيد وظيفه آنست كه اوّل بآيات آسمانى و دلالات روحانى مردم را به خدا دعوت كند اگر قبول نكنند و سر در نيارند بدلايل معقول كه ترازو عبارت ازانست ايشانرا به راه راست آرند و ارشاد كنند و اگر اين هر دو با ايشان مفيد نباشد جز بركشيدن شمشير چارهء ديگر نماند يعنى [ بيت ] هركجا داغ بايدت فرمود * چون تو مرهم نهى ندارد سود و در علوم طبّي قاعدهء مقرّرست كه اوّل باستعمال غذاهاى موافق و رعايت مزاج در نگاه داشت صحّت كوشند و اگر مزاج را انحرافى روى نمايد باغذيهء لطيفه و اشربهء مناسب معالجه كنند و باستعمال ادويه در زوال آن كوشند و اگر علّت بمرتبهء صعب شود كه ادويه نيز مفيد نيايد برحسب آخر الدّواء الكىّ جز داغ چارهء ديگر ندانند بنابرين