نظام الدين شامى
مقدمه 23
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
جانشينان تيمور برخى جانشينان تيمور ، افرادى فرهنگپرور و دانشپژوه بودند . شاهرخ ، بايسنقر ، الغ بيك و سلطان حسين بايقرا ، از سلسله تيمورى ، بعنوان حاميان علم و ادب و شعر فارسى نامدار شدند . اين پديده در جريان انتقال قدرت از يك مستبد خونآشام - خواه چنگيز ، خواه تيمور - تا حدى طبيعى به نظر ميرسد . معمولا " اين سرسلسله يك خاندان است كه براى بدست آوردن حكومت و قدرت به جنگ و كشتار و قلعوقمع مىپردازد و جاده را براى حكومت سهل و آسان جانشينان خود هموار ميسازد . جانشينان تيمور هم پيش از آنكه به انديشه جنگ و امور نظامى باشند ، به هنر و علم توجه كردند . بسا كه اين شيوه ، بعنوان تسكين و آرامش موقتى براى جامعه دردمند و داغدار ايران ضرورى بود و خود نوعى تدبير سياسى بشمار ميرفت . هرچه بود بعنوان " رنسانس عصر تيمورى " در تاريخ نامبردار شد و زير كارنامه جانشينان تيمور به ثبت رسيد . بديهى است اين امر به معناى آن نبود كه انحطاط ادبى ، دنباله خود را در اين عصر رها كرده باشد تنها تاريخ و خط و فن ميناتورسازى و تذهيب و معمارى رو به ترقى داشت . كتب تاريخ به زبان ساده كه در اواخر قرن هفتم مقبول افتاده بود ، پيروى شد و مولانا نظام الدين شامى در زمان خود تيمور ، با تاليف " ظفرنامه " - كتاب حاضر - بعنوان پيشگام تاريخنويسان اين دوره و بدنبال او ديگران : حافظ ابرو مولف " زبده التواريخ " مولانا شرف الدين على يزدى صاحب " ظفرنامه تيمورى " كمال الدين عبد الرزاق بن اسحق سمرقندى مولف " مطلع السعدين " و مير خواند محمد ، مولف " روضه الصفا " ، و خواند مير نويسنده " حبيب السير " و ديگران خدمات باارزشى در تاريخنويسى ، به ادبيات پارسى كردند . مولانا عبد الرحمان جامى ، عارف و شاعر نامدار ، " بهارستان " خود را به تقليد " گلستان سعدى " و " نفحات الانس " را در شرح حال عرفا مدون ساخت .