نظام الدين شامى

مقدمه 17

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

منصور مظفرى " درگير شد در حالى كه سپاهيان او چند برابر سپاه منصور بودند ، در اين نبرد " شاه منصور " به تنهائى از لشگر خود جدا شد و پس از شكافتن صفوف لشگريان تيمور با شمشير آخته به شخص او حمله برد و ضربتى بر او نواخت كه اگر تيمور كلاه‌خود آهنى بر سر نداشت ، بدون شك به قتل رسيده بود . لشگريان تيمور " شاه منصور " را محاصره كردند و اين سردار دلير بدست " شاهرخ " پسر تيمور بقتل رسيد . تيمور فارس را به پسرش " عمر شيخ " داد و خود به اصفهان آمد و سپس براى جنگ با سلطان احمد جلاير و قرا محمد قراقوينلو روانه آذربايجان شد . در ربيع الاول سال 797 تيمور بدنبال توقتميش خان به روسيه حمله برد و تا مسكو پيش رفت و پس از غارت آن شهر به آذربايجان بازگشت و فرمانروائى آن سامان را به فرزندش " ميرانشاه " سپرد و خود به سمرقند بازگشت . در ذىحجه سال 801 به هند لشگر كشيد و مردم دهلى را قتل عام كرد . در يورش هفت ساله به مغرب ايران و آسياى صغير تاخت . نخست به آذربايجان آمد و ميرانشاه را كه دچار اختلال حواس شده بود ، عزل كرد و پسر وى ابو بكر را بجايش گماشت . و سپس به گرجستان لشگر كشيد و بسيارى از كليساهاى مسيحيان را ويران ساخت . پس از فتح گرجستان ، براى سركوبى ايلدرم بايزيد ، كه از وى خراج ارزنجان و ارزروم را مىطلبيد ، به خاك عثمانى تاخت و سيواس را گرفت و شهرهاى حلب ، حماه ، حمص ، بعلبك ، بيروت و صيدا را گشود و متوجه دمشق شد و مردم آنجا را قتل عام كرد . و سرانجام در جنگ سختى سپاه ايلدرم بايزيد را شكست داد و خود او را اسير كرد . از ميان كشورهاى شناخته شده آسيا در آنروزگار ، تيمور تنها چين را فتح نكرده بود . او لشگرى متشكل از دويست هزار پياده و دويست هزار سواره ، به قصد تصرف چين در بيست و سوم جمادى الاولى سال 807 در كنار رود سيحون متمركز ساخت . اما ظاهرا " پيمانه‌ى عمر اين خون‌آشام 71 ساله پر شده بود . چراكه اندكى بعد ، يعنى در هفدهم شعبان همين سال ، " صاحب‌قرانى " كه خود را حامى اسلام ميدانست به علت افراط در صرف مشروبات الكلى و عرق و سرماخوردگى بيمار شد و درگذشت . فقط مرگ او جهان را از شر آتش و شمشيرى كه او بسر بشريت خراب كرده بود ، نجات داد . تمام قرائن حاكيست كه از ترس اغتشاش مردم خبر درگذشت او