نظام الدين شامى
مقدمه 14
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
احساس نميكردند و بالنتيجه محيط براى يورش و استيلاى هردو خونآشام ، مساعد بود . اشاره مختصر به هريك از دو دوره كنيم : مىبينيم كه قرن هفتم هجرى - كه بستر تاريخى هجوم مغول گسترده مىشود - دوران عجيبى است ، بر سراسر صفحات شمال شرق ، مناطقى كه اسلام در آنها رسوخ يافته ، آشفتگى كامل حكمفرماست . امپراطورى صلاح الدين ايوبى پس از مرگ وى ، با نفاق و زدوخورد جانشينانش درهم شكسته است . جانشينان الناصر الدين خليفه عباسى ، قادر به حفظ قلمرو خود نيستند و قدرت خوارزمشاهيان در شرق ، خطر مهمى براى دستگاه خلافت شده است تا جائى كه بقول مير خواند : خليفه در چنين وضعى به تموچين كه با تركيب قبايل گوناگون مغول ، نيروئى عظيم ترتيب داده بود ، براى دفع دشمنان خود روى ميآورد . حكومت خوارزمشاه كه قدرت ظاهرىاش ، خليفه را به وحشت انداخته بود ، خود از درون در حال فروريختن بود . مالياتهاى گوناگون حكومت او ، پشت مردم را خم كرده و او ناچار سپاهيانش را براى حفظ آرامش در سراسر كشور گسترده بود . سپاهيانى كه درعينحال ضعيفتر از آن بودند كه در مقابل مغول ايستادگى كنند . چهرهى سياسى و اجتماعى ايران در آغاز حمله تيمور هم در تحليل نهائى شبيه محيط پيش از حمله مغول است : وضع مردم پريشان و حكومتهاى ملوك الطوايفى در هر گوشه ، تسمه از گردهء مردم كشيدهاند . حكومت ايلخانان در سراشيب انحطاط است . عراق و آذربايجان تحت نفوذ تركمانان آققوينلو و قرهقوينلو در تبوتاب است . ايالات شرقى صحنهء كشمكش طايفه آل مظفر و شيخ ابو اسحق اينجو است . خراسان در تحت سلطه امراى سربدارى و شاهان آل كرت قرار دارد . و تيمور در چنين آشفته بازارى پا به صحنه ميگذارد .