نظام الدين شامى

76

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

در ان شب ابر و برف و باران پديد آمد و سرمايى عظيم برخاست بحدّى كه از طرفين از غايت يخ و سرما هيچ‌يك را مجال حركت نبود قريب سه ماه برابر يكديگر نشستند امير صاحب‌قران اميرزاده يارق تيمور و محمّد سلطانشاه و خطاى بهادر را بايلغار و شبيخون بر لشكر دشمن فرستاد ايشان برحسب فرمان با پانصد مرد سوار شدند از دشمنان سه هزار مرد پيش آمدند و هم در شب جنگ پيوستند و لشكر منصور ظفر يافته دشمنان منهزم شده گريختند و درين و لا به حكم قضا امير يارق تيمور و خطاى بهادر هر دو شهيد شدند و تيمور ملك اوغلان را ايلچى بوغا تيرى بر پاى زد و امير صاحب‌قران محمّد سلطانشاه و مبشّر را هريك از طرفى بخبرگيرى فرستاده بود هريك يكى از دشمنان گرفته بازگرديدند و آن دو كس يك سخن گفته خبر دادند كه دو شخص بهادر كه نام هردو سانقين است از طرف دشمنان با صد مرد بخبرگيرى بدين جانب آمده‌اند امير الله داد و آق تيمور بهادر در اترار به جهت لشكر تغار مىگرفتند بيرون اترار ايشانرا باهم ملاقات افتاد و با ايشان پانزده كس بيش نبود توكّل بر خدا كرده بر ايشان زدند و دو كس از نامداران ايشان انداختند و آنچه باقى ماند خود را در خندق انداخته منهزم شدند و آق تيمور بهادر و كپكچى يورتچى ساتقين كوچك را بكشتند و ساتقين بزرگ را هندوشاه گرفته به حضرت امير صاحب‌قران آورد دشمنان چون حال چنان ديدند ترسيده از جاى خود دور شدند و قراكسك را بجاى خود گذاشتند امير صاحب‌قران بنفس خود بر ايشان تراخت فرمود ايشان نيز بگريختند امير صاحب‌قران بازگشته بتختگاه خود رسيد و هفت روز توقّف فرموده باز سوار شده از شهر كش روانه شده توقتميش اوغلان را قچرچى ساخته يحيران قميش رسيدند ايل و ولايت دشمن بىخبر نشسته بودند لشكر منصور ايشانرا غارتيده مال‌ومنال بىحدّ حاصل كردند و چون دولت مساعد و سعادت قرين رايات همايون بود درين اثنا اوروس خان از عالم فانى بعالم باقى رحلت كرد [ بيت ] دمى چند بسپرد و ناچيز شد * بخنده فلك گفت او نيز شد و پسر بزرگ او توقتاقيا بجاى او نشست و او نيز بعد از زمانى اندك وفات يافت امير صاحب‌قران پادشاهئ آن ولايت بر پادشاه توقتميش ارزانى فرمود و اسباب او مرتّب داشته او را در ان مملكت گذاشت و اسپى خنك اوغلان نام كه در سبك‌خيزى بر باد سبق بردى و در تيزتكى از آب آتش انگيختى [ بيت ] سبق برده از آهوان در شتاب * بتيزى چو آتش به نرمى چو آب