حمد الله مستوفى قزوينى

309

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

فهرست اشعار فارسى ديگر شاعران ( به ترتيب قوافى ) اين‌كه مىبينم به بيدارى است يا رب يا به خواب * خويشتن را در چنين نعمت پس از چندان عذاب « 1 » ( هارون ، 212 ) هر آن‌كس كه او تشنه بر آب مرد * خردمندش از بخردان كى شمرد « 2 » ( هارون ، 143 ) شاهان ملكان جنگ ملك‌وار كنند * پيكار به زخم تيغ خونبار كنند تو آمده‌اى هيمهء ما مىسوزى * در مطبخ ما زنان همين كار كنند ( مهدى ، 166 - 165 ) نوميد مشو غم مخور و باك مدار * سازندهء كارها بسازد همه كار ( هارون ، 201 ) بدى مكن كه در اين كشته‌زار روز جزا * به داس دهر همان بدروى كه مىكارى « 3 » ( معتز ، 101 ) اى طفل دهر گر تو ز پستان حرص‌وآز * روزى دو شير دولت و اقبال برمكى در عهد عمر عزّه مشو از كمال حرص * يادآور از زوال بزرگان برمكى ( هارون ، 178 - 177 )

--> ( 1 ) ( 1 ) . اصل شعر از انورى است : اين‌كه مىبينيم به بيداريست يا رب يا به خواب * خويشتن را در چنين نعمت پس از چندين عذاب ( 2 ) ( 2 ) . اصل شعر از فردوسى است : دلش كور باشد سرش بىخرد * خردمندش از مردمان نشمرد ( 3 ) ( 3 ) . اصل شعر از مولوى است : بدى مكن كه در اين كشت‌زار زود زوال * به داس دهر همان بدروى كه مىكارى ( ديوان شمس ، غزليات ، شمارهء 3107 )