حمد الله مستوفى قزوينى

257

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

در آن ملك بُد پادشا « 1 » چار سال * از آن پس بر اين‌گونه‌اش آمد زوال پس از عزلتش سال بيست و چهار * بماند آن خردپيشهء نامدار بدش مدّت عمر پنجاه و پنج * بدان‌گه كه شد ز اين سراى سپنج 40 يكى ماند از آن نامبرده پسر * بر او نيز هم روز آمد به سر ز سامانيان شه در ايّامِ او * بُدى نصر بن « 2 » نوح آزاده‌خو عماد الدّول نيز از ديلمان * بُد و هردو نامى برادر همان به ملك طبر در همان و شمگير * به فرمانروايى بُدى بر سرير نكردى خلافش كسى ز اين سران * به دو ساو دادند و باج گران

--> ( 1 ) ( ب 37 ) . در اصل : ملك پادشا . ( 2 ) ( ب 41 ) . در اصل : نصر بس نوح . سب : بدى نصرتش .