حمد الله مستوفى قزوينى

241

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

125 به القاب مُستنجد نامور * شرف يافت خطبه در آن بوم‌وبر سماعيليان را به فرماندهى * نماند اندر آنجا از آن پس شهى ز پانصد فزون سال پنجاه و شش * بديشان مهى گفت شب بادخوش بلى هيچ‌كس را مهى جاودان * نبود و نخواهد بُدن در جهان نباشد بجز دادگر يك خدا * كه او را نباشد زوال و فنا