حمد الله مستوفى قزوينى

207

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

بر آن ملك موسى شده كامران * به پيكار داعىّ حق شد روان دو لشكر به نزديك رود ابهر * بيكره ز پيكار ديدند بهر در آن كار موسى به حيلت فزود « 1 » * ز دانش در آن كار رنگى نمود به ره بر بسى نفط اسپيد ريخت * پس از پيش دشمن به زودى گريخت 35 در آن داعى حقّ برافراشت بال * همى رفت در پى ز بهر جدال ز نفطى زمين چون‌كه هردو گذشت * به پيكار موسى سبك بازگشت بزد بر بدانديش چون فيل مست * به يك حمله‌شان زود بر هم شكست پس آن‌گاه در نفط آتش فگند * دو رويه به دشمن رسيدى گزند ز شمشير و آتش در آن كارزار * عدو را بيكباره شد كارزار 40 گمان برد هركس كه اندر جدال * خدا آتش افگند در بدسگال به داعى حقّ اعتقادى ازين * كسى را نماند اندر آن دشت كين گريزنده داعىّ حق ز اين ديار * به ملك طبر رفت ناچار خوار بدان ملك قانع شد آن پادشاه * پس از نوزده سال گشت او تباه دو صد بود تاريخ و هفتاد سال * كه بودش به ديگر سرا انتقال 45 محمّد برادرش آن جايگاه * بر آن مملكت شد پس او پادشاه « 2 » بُد او نيز تا هيجده « 3 » سال امير * از آن پس بر او شد بدانديش چير به پيكار سامانيان شد تباه * دگر كس نگشتند از آن قوم شاه وفات امام معصوم على نقى ، « 4 » رضى اللّه عنه چو شد بر دو صد بيش پنجاه و چار « 5 » * مه هفتمين كرد ناگه گذار امام گزين فخر آل رسول * تبار « 6 » على نور چشم بتول 50 على آن‌كه او را نقى « 7 » بُد خطاب * امام دهم بود اندر حساب

--> ( 1 ) ( ب 33 ) . در اصل : فرود . ( 2 ) ( ب 45 ) ( دوم ) . سب : پس از وى بران مملكت بود شاه . ( 3 ) ( ب 46 ) . در اصل و سب : هجده . ( 4 ) ( عنوان ) . در اصل وفات امام معصوم على تقى ؛ سب : تقى ( 5 ) ( ب 48 ) . در اصل و سب : بنجاه جار . ( 6 ) ( ب 49 ) ( دوم ) . در اصل : بيار . ( 7 ) ( ب 50 ) . در اصل : تقى . امام نقى را پنج فرزند بود . حسن العسكرى ، حسين ، محمّد ، جعفر ، عايشه . ( تاريخ بناكتى ، ص 115 ) .