حمد الله مستوفى قزوينى
مقدمهء مصحح 21
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
شكنجههاى وى اين بود كه يكى را مىگرفتند و كت مىبستند و به بند مىكردند و گوش و بينى و دهان او را پر از پنبه مىكردند و دم به دبرش مىنهادند تا باد كند و تنش بزرگ شود ، آنگاه دبر را نيز با پنبه مسدود مىكردند و رگهاى بالاى ابروى او را كه چون رگهاى شتر بزرگ شده بود ، مىزدند و جانش از آنجا برون مىشد . بسا مىشد يكى را برهنه و بند نهاده بالاى قصر مىداشتند و چندان تير بر او مىزدند كه بميرد . وى سردابهها داشت كه اقسام شكنجه در آن بود و نجاح حرمى را بر آن گماشت كه عهدهدار شكنجهء مردم بود . » « 1 » از ديگر حوادثى كه در زمان خلفاى بنىعبّاس رخ داده ، قتل جعفر برمكى و دو پسرش بهدست هارون الرّشيد و به جرم ازدواج با عبّاسه خواهر هارون الرشيد است . او كه خود آن دو را بههم محرم كرده بود ، چون حكم كرده بود كه به يكديگر نزديك نشوند ، حتّى به خواهرش نيز رحم نكرد و دستور داد او را هم خفه كنند . مستوفى پس از شرح اين ماجرا ، اين دو بيت را نقل مىكند : اى طفل دهر گر تو ز پستان حرص و آز * روزى دو شير دولت و اقبال برمكى در عهد عمر غرّه مشو از كمال حرص * يادآور از زوال بزرگان برمكى ( ظفرنامه : 176 - 175 ، هارون ) آنچه بيشتر مايهء تأسّف است ، دوستى و همدستى بعضى از ايرانيان با اين حكّام خونخوار است كه در نهايت نيز به قتل خودشان منتهى مىشد . از آن جمله مىتوان به افشين خيذر اشاره كرد كه با مال و مكنت به خدمت خليفه معتصم درآمد و به جنگ بابك خرّمدين رفت و او را مغلوب كرد ، امّا در نهايت ، خود نيز به طغيان متّهم و سپس بهدستور همين خليفه كشته شد . البتّه ، در منظومهء ظفرنامه ، اين وقايع به تفصيل آمده است اما براى آشنا شدن با تاريخ عبّاسيان ، ابتدا چكيدهاى از تاريخ آن دوره را مىآوريم ، سپس به روش تصحيح انتقادى متن ظفرنامه و تقسيمبندى تعليقات ، اشاره مىشود .
--> ( 1 ) . مروج الذّهب و معادن الجوهر . ج 2 . ص 628 .