حمد الله مستوفى قزوينى
149
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
وفات مأمون خليفه ، رحمه اللّه « 1 » 635 چو نزديك طرسوس « 2 » آمد ز راه * به زودى فرود آمدند با سپاه هوايى خنك بود و آبى زلال * رطب آرزو كرد آن بىهمال بريدى ز بغداد ناگه رسيد * رطب بهر آن پادشاه آوريد از آن خورد مأمون ز اندازه بيش * وز آن گشت نالنده آن پاككيش تب مرگ آمد به پيرامنش * اجل دست زد سخت در دامنش 640 ده و هفت روز اندر آن رنج بود * چو دانست بختش نخواهد غنود برادرش را معتصم آن زمان * ولىعهد خود كرد اندر جهان چنين گفت : « اگر چند هستم پسر * نديدم سزاوار او تاج زر كه در طبع دون همّتش يافتم * از آن رو « 3 » از او روى برتافتم برادر سزاوار ديدم در اين * كه مردانه و بخرد است و گزين » 645 بزرگى و شاهى سپرده به دو * سوى دار باقى درآورد رو برآورد دم و آن دم اندر كشيد * به يك دم بدان جاى نيكان « 4 » رسيد مه هفتمين را ده و هفت روز * شده درگذشت آن شه رزمتوز ز هجرت ده و هشت سال و دو صد * گذشته به پيش آمدش روز بد به طرسوس « 5 » بردند شخصش ز راه * به خاكش سپردند آن جايگاه « 6 » 650 چل و هشت بُد عمر آن پادشاه * از آن پادشا بيست با هفت ماه ده و يك پسر بود و يك دخترش * و ليكن نپاييد هيچش « 7 » برش بلى چيز دنيا « 8 » نهان و آشكار * نبود و نخواهد بُدن پايدار خنك آنكه از خوشى اين جهان * نشد غرّه و بود از آگهان از آن پيش از او اين ستانند باز * از اين چيزها داشت خود دست باز 655 به چيزى كشيدش به گيتى هوا * كه انجام هرگز نباشد ورا
--> ( 1 ) عنوان . در اصل : رحمة اللّه . ( 2 ) ( ب 635 ) . در اصل . طرطوس . ( 3 ) ( ب 643 ) ( دوم ) . سب : ازينرو . ( 4 ) ( ب 646 ) ( دوم ) . سب : بدانجان نيكان ؟ ؟ ؟ . ( 5 ) طرسوس : « حمص و طرسوس و دمشق و . . . » . ( مشترك ياقوت حموى ، ص 172 ) . ( 6 ) ( ب 649 ) ( دوم ) . سب : سپردند از آنجا يكاه . ( 7 ) ( ب 651 ) ( دوم ) : نيابند هچش . ( 8 ) ( ب 652 ) . در اصل : حيز دبنا .