حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 19

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

به دو گفت رستم كه اى شيرخوى * ترا گر چنين آمده‌ست آرزوى ترا بر تگ رخش مهمان كنم * سرت را به گوپال درمان كنم ( شاهنامه : ج 4 ، ابيات 60 - 3259 ) و يا : بترسيد سيندخت از آن شيرمرد * كه رودابه را اندر آرد به گرد ( شاهنامه : ج 1 ، ب 977 ) اينك ، به ابيات ظفرنامه توجّه كنيد : چو مأمون خبر يافت كان شيرخو * به پيكار او آوريده‌ست رو فروماند در كار بيچاره‌وار * به دو گفت دستور كاى شهريار ز حيرت شود مرد در كار سست * ز دانش توان راه تدبير جست ( ظفرنامه : امين ، ابيات 124 - 122 ) و يا : به تدبير و دانش ورا رام كرد * به مأمون فرستادش آن شيرمرد ظفرنامه به پيروى از شاهنامه داراى سبكى نسبتا ساده و روان است ، امّا بر خلاف شاهنامه كه بخش نخست آن - دورهء اساطيرى - اوج سخنورى شاعر است ، در ظفرنامه ، هرچه جلوتر مىرويم و به پايان كتاب نزديك‌تر مىشويم ، ابيات آن به لحاظ استحكام و فصاحت غنىتر مىشود . البته ، بايد توجّه داشت كه گرچه ، مستوفى چنان‌كه خود اظهار مىدارد ، ظفرنامه را به پيروى از شاهنامه نوشته است ، ولى شاهنامه از نظر فرم و محتوى داراى چنان قدرت چشمگيرى است كه هيچ‌يك از آثار حماسى ايران را نمىتوان با آن قياس كرد . امّا ظفرنامه در مقايسه با آثار حماسى منظوم ديگر ، اثرى قابل اعتنا و ارزشمند است . چنان‌كه ، دكتر عبد الحسين نوايى نيز در مقدّمهء تاريخ گزيده مىنويسد : « اين كتاب بسيار ارزنده است ، زيرا گذشته از آن‌كه در قسمت سوم آن يعنى تاريخ مغول مطالب بسيار سودمندى آمده ، به‌علّت وجود وزن و قافيه از لحاظ ضبط و تلفّظ اسامى تاريخى مغولى بىنهايت مفيد است » « 1 » . يكى از مهمترين خصوصيّات تاريخ‌نگارى ، متابعت از مآخذ مكتوب معتبر و

--> ( 1 ) . تاريخ گزيده . تصحيح عبد الحسين نوايى . ص يب مقدمه .