حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 12

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

على المرتضى ، رضى اللّه عنهما ، شش ماه » اشاره كرده است . امّا ، وقتى به حكومت امويان مىرسد ، از حكمرانى آنان ، با عنوان « تغلّب و تسلّط حكّام بنى اميّه بر ايران ، نود و يك سال » ياد مىكند . سپس ، به حكومت معاويه و ديگر حكّام بنى اميّه ، با عنوان « پادشاهى . . . » و نه « خلافت . . . » اشاره مىكند . چنان‌كه به‌نظر مىرسد ، مستوفى نسبت به امامان معصوم توجّه خاصّى داشته است ، زيرا در طول گزارش دوران حكومت خلفاى بنى عبّاس ، احوال ائمّه را نيز در جاى خود ثبت و ضبط كرده و از ايشان به‌عنوان امامان معصوم نام برده است . منابع ظفرنامه در قسم اسلاميه حمد اللّه مستوفى در بخش اول ظفرنامه ، از مورّخانى نام مىبرد كه مطالب قسم اسلاميه را از گفته‌هاى آنان نقل كرده است . چنين خوانده‌ام در كتاب مهان * نشانه‌شناسان اهل جهان ز نقل جرير و قتيبه از عرب * ز حمزه ز ابن الاثير و وهب جرير ، به احتمال زياد ، محمّد بن جرير طبرى ، مكنّى به ابو جعفر ، صاحب تاريخ الرّسل و الملوك ، معروف به تاريخ طبرى و تفسير كبير ، مشهور به تفسير طبرى ، ( متولّد به حدود سال 224 ه . ق و متوفّى به بغداد در سال 310 ه . ق . ) است . قتيبه ، نيز همان ابن قتيبه ابو عبد الله محمد بن مسلم الكوفى المروزى الدينورى ( 213 - 276 ه . ق . ) است ، كه علت انتساب او به كوفه ، ولادت وى در آن شهر و سبب نسبت به مرو ، ولادت پدرش در آنجا و جهت اشتهاردش به دينورى داشتن سمت قضا در آن ديار بوده است . از مهمترين كتب او عيون الاخبار در ده جزء است . اين كتاب محتوى نمونه‌هايى از مصنفات ادبى عصر در مسايل مختلف است . در اين كتاب بسيارى از روايات ايرانى آمده و از كتب مشهور پهلوى كه به عربى ترجمه شده بود ، مانند كتاب آيين‌نامه موارد متعدد نقل شده است . علاوه براين ابن قتيبه به عقايد عرب و هند هم در اين كتاب نظر داشته است . البته ، به‌نظر مىرسد ، كلمهء « ابن » به ضرورت شعر و تلخيص از ابتداى اين هر دو نام حذف شده است . مقصود از « حمزه » نيز ، حمزهء اصفهانى ( متولد 270 و متوفى در حدود 350 - 360 ه .