حمد الله مستوفى قزوينى
519
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
ز ملك خراسان سپه نصر خواست * به جنگش سپاهى گران كرد راست برفت و از او جست چندى نبرد * كز آن كشورش « 1 » با سپه دور كرد سوى بلخ ، كرمانى آورد رُو * مظفّر شد از فرّ دولت بَرو نشست اندر آن ملك با آن سپاه * به مرو آمدى رو به هرچندگاه 185 درو جُستى از نصر جنگ و نبرد * دو رويه نياسودى از جنگ مرد نپرداختى نصر با هيچ كار * ز تشويش آن شيرِ دشمن شكار از اين كار دعاة عبّاسيان * قوى شد در اين مملكت آن زمان تعيين كردن ابراهيم « 2 » عبّاسى ، ابو مسلم را ، به دعوتگرى به سال صد و بيست و هشت آن زمان * شدند از خراسان به حجّ مردمان ( 388 ) پس از حجّ به يثرب كشيدند باز * به پيشِ براهيم رفتند فراز 190 ابو مسلم اندر ميان بودشان * براهيم پايه بيفزودشان در او دولتِ آل عبّاس ديد * ورا از ميانِ همه برگزيد نوازش نمودش سزاىِ مهان * به دعوت فرستادش اندر جهان نويدش به چتر و به طبل و علم * در اقبال خود داد از بيشوكم ورا سرور داعيان كرد نيز * وصيّت نمودش زِ هرگونه چيز 195 كه از بو سلّمه « 3 » نگيرد گذر * همان از سليمان بدان كار در ابو مسلم آمد ز يثرب به مرو * نهال اميدش بشد زاد سرو « 4 » سليمان مَر آن كار با او نماند * بر خود فرود سرايش نشاند به ميرى نپذرفتش آن نامدار * فرستاد بازش به ره بادْوار
--> ( 1 ) ( ب 182 ) . در اصل : كران كشورش . ( 2 ) عنوان . : ابراهيم بن محمد بن على ( امام ) ( 3 ) ( ب 195 ) . مصراع اول : ابو سلمهء خلال يا حفص بن سليمان ، از توانگران اهل كوفه به شمار مىرفت و همواره دارايى خويش را در راه داعيان بنى عباس صرف مىكرد . سبب پيوستگى او با عبّاسيان اين بود كه ابو سلمه داماد ، بكير بن ماهان بود و بكير بن ماهان دبير ابراهيم امام و يكى از خواص وى به شمار مىرفت . ( تاريخ فخرى 207 ) . مصراع دوم : سليمان بن كثير الخزاعى . ( 4 ) ( ب 196 ) . در اصل : راد سرو .