حمد الله مستوفى قزوينى
500
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
حصارى به نزديكِ آن مرز بود * گريزان در آن جايگه رفت زود همى گفت مصحف به پيش اندرون * كه شد روزِ من روزِ عثمان كنون ندانست باشد از اين تا بدان * فزون فرق از ريسمان و آسمان 90 پس آنگاه دَه تن زِ قومِ يزيد * درون رفت و از تن سرِ او بُريد « 1 » زِ شومىّ خوارى كه بَر دين روا * به دل داشت ، تكفين نكردند ورا نه كس كرد بَر وى نماز آن زمان * نه كردند پيدا زِ گورش نشان بلى چون رسد غيرت از كردگار * چنين كارها ز آن شود آشكار ز هجرت صد و بيست و شش بود سال * به ماهِ ششم رفت زينگونه حال 95 دو بر چل فزون عمر بودى ورا * يكى سال و دو ماه از آن پيشوا « 2 » ده و سه پسر ماند از وى بهجا « 3 » * و ليكن نگشتند كس پادشا پس از قتلِ او گشت عمّزاده شاه * درآورد مُلكِ جهان در پناه
--> ( 1 ) ( ب 90 ) . ابو عاصم زيادى گويد : ده كس دعوى كشتن وليد داشتند . پوستِ سر وليد را به دست وجه الفلس ديدم كه مىگفت ، من او را كشتم و اين پوست را كندم . . . حكم بن نعمان وابستهء وليد بن عبد الملك گويد : منصور بن جمهور سرِ وليد را با ده كس پيش يزيد آورد كه روح بن مقبل از آن جمله بود . ( طبرى 10 / 4373 ) ( 2 ) ( ب 5 - 94 ) . به گفتهء ابو معشر ، وليد بن يزيد به روز پنجشنبه دو روز مانده از جمادى الآخر سال صد و بيست و ششم كشته شد . هشام بن محمد و محمد بن عمر واقدى و على بن محمد مداينى نيز چنين گفتهاند . امّا دربارهء مدت خلافتش اختلاف كردهاند . ابو معشر گويد : مدت خلافتش يكسال و سه ماه ، هشام بن محمد ، خلافت وى را يكسال و دو ماه و بيست و دو روز آورده و نيز دربارهء سن وى به روزى كه كشته شد اختلاف هست . هشام بن محمد كلبى گويد : وقتى كشته شد سى و هشت ساله بود . محمد بن عمر گويد : سى و شش ساله بود . بعضىها گفتهاند چهل و دو ساله و به قولى ديگر چهل و يك ساله و بعضى ديگر چهل و پنج ساله . ( طبرى 10 / 4374 ) . در تاريخ گزيده چهل و سه سال آمده است . و در پانويس آن ، ف ، م : چهل سال آمده است . ( 3 ) ( ب 96 ) . در تاريخ يعقوبى 2 / 309 ، چهارده پسر آورده است : عثمان ، يزيد ، حكم ، عباس ، فهر ، لؤى ، عاص ، موسى ، قصّى ، و اصل ، ذؤابه ، فتح ، وليد و سعيد .