حمد الله مستوفى قزوينى
475
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
به هم در شده بود كار اندرو * بد از بد بَتَر گشته « 1 » و بَد نكو امارت مسلمهء عبد الملك به روم 75 خرد پيشهاى پُردل و بختيار * ببايست كآنجا كند راست كار نديد آن بجز درخورِ مسلمه * فرستادش آنجا شبان و رمه سرافراز عبد اللّه خويشكام * كه بطّال خواندند او را به نام به فرمانِ او راه دريا گزيد * سوى روم از آن راه لشكر كشيد سپه مسلمه بَر رَه خشك برد * به زودى بدان مملكت ره سپرد 80 در او كارها كرد هريك نكو * بَدى ز آن ممالك بپيچيد رو فتوحِ فراوان در آن مرزوبوم * بكردند و ز آن كار شد پاك روم ( 373 ) مساعىّ ايشان در آن بوموبر * بود پيش رومى سران مشتهر فتح دربند خزر و « 2 » دشت قبچاق ز مرز شمالى ز دشت خزر « 3 » * درآمد سپاهى بدين بوموبر سپهدار خاقان و چندان سپاه * كه از گَردشان گشت گيتى سياه 85 گذشتند از آب كر « 4 » وز ارس * به غارت درآمد ز پيش و زِ پس ز شروان و ارّان و موغان بسى * ببردى غنيمت همى هركسى چنين تا در اردبيل آن سپاه * رسيدند و كردند كشور سياه ز اسلاميان بانگ بر آسمان * رسيدى ز بيدادِ آن مردمان جراح ابن عبد اللّه نامدار * به اوجان درون بود آن روزگار
--> ( 1 ) ( ب 74 ) . در اصل : ندارند بتر كشته . ( 2 ) عنوان . در اصل : جرر و . ( 3 ) ( ب 83 ) . در اصل : دشت جرز . ( 4 ) ( ب 85 ) . كر ، رودى است كه به گفتهء مستوفى در ولايت گرجستان از ميان شهر تفليس مىگذرد و به اران مىرسد . دو رود ارس و كر را يونانيان ، اراكسس و سيروس و اعراب ، نهر الروس و نهر الكر ، ناميدهاند . ( لغتنامه دهخدا )