حمد الله مستوفى قزوينى

445

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

پادشاهى المعصوم باللّه ، عمر بن عبد العزيز بن مروان ، دو سال و پنج ماه « 1 » عُمر ابن عبد العزيز آن زمان * پس از مرگِ او شد خديوِ جهان لقب يافت معصوم باللّه به كار * در آن قوم چون او نُبد شهريار در احكامِ شرعى نظر نيك داشت * نكو برگزيد و ز بَد سربگاشت رموز و اشاراتِ احوال آن * ز دانندگى بود بَر وى عيان 5 به كارِ مهى راهِ شيخين « 2 » سپرد * از او بَد نيامد بزرگ و نَه خُرد از اين يافت نسبت به جدّش عُمر « 3 » * عُمرين مر آن هردوان را شُمر ز ديندارى و علم آن نكته‌دان * بود قولِ او حجّتِ عالمان به دل اهلِ بيتِ نبى را ز جان * بسى دوستتر داشتى در جهان به خطبه به روزِ نخستين ز كار * دلِ مردمان كرد امّيدوار 10 چو برخاست كآيد سوىِ خان خويش * كشيدندش اسپ حكومت به پيش به انواعِ زينت بياراسته * چو گنجى روان گشته از خواسته نپذرفت و گفت اسپِ خويشم بس است * كه صورت‌پرستى ز ديگر كس است به دار الاماره از آن جايگاه * همىخواستند بردن او را ز راه نرفت و چنين گفت ك : « آن قوم را * برون كردن از وى نباشد روا 15 مرا هست جاى و سليمانيان * ندارند جايى دگر بىگمان مرا خانهء خويشتن بَس بُود * نخواهم ز من زحمتِ كس بود »

--> ( 1 ) عنوان . در اصل : باذشاهى المضوم باللّه . . . مروان د سال و بنج ماه . تاريخ گزيده 281 ( المعتصم باللّه ) و در پانويس آن ، ق : ( معصوم باللّه ) آمده است . ( 2 ) ( ب 5 ) . در اصل : راه سجّين . ( 3 ) ( ب 6 ) . مادرش ، امّ عاصم بنت عاصم بن عمر بن خطّاب بود .