حمد الله مستوفى قزوينى
421
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
قتيبه بدان مرد پيغام داد * بَر اين كار كردش بسى پند ياد كسانِ ورا كرد قيسان تباه * به شومان « 1 » شد و جست از آنجا پناه 185 بدان قلعه بَر تيغِ كوهى بلند * شده ايمن از كارِ جنگ و گزند به نزديك قلعه نبود ايچ راه * شدند قومِ اسلام از آن رزمخواه در آن رفتشان روزگارى به سر * نديدند دستى بر آن قلعه بر بَسى منجنيق اين سپه ساختند * به هرسوىِ قلعه برافراختند به سنگِ گران باروِ آن حصار * بيفتاد و كار عدو گشت خوار 190 مسلمان بر آن جايگه يافت دست * بَر و مهترش را گرفتند و بست بَر او هركه بود از شمارِ سپاه * ببردند و كردند يكسر تباه امان بود ديگر كسان را به سر * از آن قلعه كردند لشكر گذر به سوى دز آهنين اين سپاه * برفتند و گشتند از آن رزمخواه پس از جنگ آن نيز كردند رام * كشيدند سوى ولايت زمام 195 به ملك كش و نخشب و اخرون « 2 » * برانداختند كشور از حدّ برون رعيّت از آن گشت زنهارخواه * پذيرفت زنهارشان اين سپاه نكوشيد در بَد دگر لشكرى * گذشتند از آن مملكت يكسرى به ملك بخارا نهادند رو * ز قومِ كهندز شدند جنگجو در او مهترى بود نامش خديو * درآمد به پيكارشان همچو ديو 200 مسلمان پس از جنگ كردش تباه * به فرمان درآورد آن جايگاه از آنجا شدند باز با شهرِ مرو * از ايشان شد آن شهر پَرّ تذرو يكى تن نود بود افزون به سال * كه اندر خراسان چنين بود حال انس آنكه بودش ز مالك گهر * به بصره همين سال كرد او گذر « 3 » دگر ساعدى سهل بن سعد « 4 » نيز * پُرآورد اندر مدينه قفيز 205 پسين از صحابه بُدند هريكى * كزو سوى عقبى شدند بىشكى ( 355 )
--> ( 1 ) ( ب 184 ) . در اصل : سومان . طبرى و العبر « شومان » و در پانويس العبر « سومان » آمده است . ( 2 ) ( ب 195 ) . در اصل : بملك كش و نحشب و در حرون . ( 3 ) ( ب 203 ) . گفته شده او در سال نود و دو يا نود و سه درگذشت . عمر او نود و شش سال بود ، گفته شده سن او صد و شش يا صد و هفت سال بود . ( كامل 7 / 152 ) ( 4 ) ( ب 204 ) . : سهل بن سعد عامرى .