حمد الله مستوفى قزوينى
381
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
نمدهاى تَر بر سرش بدگمان * برافگند و بگذشت و آمد دمان ز حجّاجيان كس در آن تيره شب * نيارست ماندن به دشتِ شغب كسى را كه بر سَر نيامد زيان * از آنجا گريزان شدند در زمان غنيمت زِ هرگونهاى ز آن سپاه * خوارج ببردند از آن رزمگاه 720 از آن پاك گشتند با برگ و ساز * به ملك ديار بكر رفتند باز سلامه ز شيبانيان « 1 » آن زمان * به دل با بنى عنزه « 1 » بُد بَدگمان يكى گشت با شيث كوكينِ او * بخواهد از آن مردمِ جنگجو بشد شيث و آن كين از ايشان بخواست * وز اين كارشان از دو رو گشت راست يكى دِير بُد پيشِ موصل به راه * كه خرداد « 2 » خواندندى آن جايگاه 725 بر آن تاختن بُرد شيثِ دلير * بر آن شد پس از جنگ از صلح چير « 3 » زن « 4 » و مادر خويش را ز آن سپس * بياورد و ز آن مملكت كرد بس دو صد مرد جنگى ز لشكر گزيد * به ملك عراق از ديار بكر كشيد برانداختى هرديار از جدال * ببردى همى مالِ هربيت مال عراقى به تنگ آمد از كارِ او * ز حجّاج گشتند از آن چارهجو رزم سفيان و سپاه حجّاج با شيث و شكستنشان 730 به فرمانِ حجّاج ، سفيانِ « 5 » گُرد * سپاهى دلاور بدان جنگ بُرد به هرجا كه سفيان رسيدى ز راه * بپرداختى شيث آن جايگاه
--> ( 1 ) ( ب 721 ) . طبرى 8 / 3541 « سلامة بن سيار تيمى شيبانى » و العبر 2 / 242 « سلامة بن سنان تيمى » آورده است . مصراع دوم : در اصل : بنى غنره . ( 2 ) ( ب 724 ) . طبرى و العبر ، خرزاد و در پانويس العبر 2 / 242 ، خرابا ، آمده است . ( 3 ) ( ب 725 ) . در اصل : صلح خير . ( 4 ) ( ب 726 ) . نام زنش غزاله كه زنى بسيار جنگجو بود و مردان را به ستوه مىآورده ، حجاج بىنهايت از او مىترسيده به همين جهت ، عمران بن حطان در اين باره گفته است : أسد علىّ و فى الحروب نعامة * ربداء تجفل من صفير الصّافر هلّا برزت إلى غزالة فى الوغى * بل كان قلبك فى جناحى طائر ( اعلام زركلى 5 / 310 ) ( 5 ) ( ب 730 ) . : سفيان بن ابى العاليه الخثعمى .