حمد الله مستوفى قزوينى
339
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
75 ز شبگير تا خور فروشد به كوه * نگشتند از جنگ جستن ستوه دؤم همچنين و سئوم همچنين * يكايك زِ هم جنگ جستند و كين به شامى سپه خواست آمد شكن * ز پيكارِ شيعى در آن انجمن سپاهى ز نزديك ابن زياد * به يارى درآمد به كين داد داد بنيرو شدند لشكر شاميان * از آن يافت شيعى به جان بَر زيان 80 تبه شد سليمان بن صرد خوار « 1 » * زِ جان مسيّب برآمد دمار علامه كه از سعد بودش گهر * چو عبد اللّه « 2 » وال و هرنامور كز آن مردمان بود جنگآزما * در آن جنگ يكسر درآمد ز پا از آن شيعيان ابن شدّاد ماند * كه او را رفاعه پدر نام خواند به قرقيسيا رفت از آوردگاه * گريزان ز پيكار شامى سپاه 85 زفر داشت تيمارِ آن مردمان * به شب سوى كوفه شدند آن زمان چو صحّت پذيرفت خسته سپاه * رفاعه « 3 » دگرباره شد رزمخواه استيلاى مختار ثقفى بر بعض ايران بر آن بود مختار را خيره خير * برون آرد از بند و سازد امير از اين كار مختار پيچيد رو * ز داماد خود شد در آن چارهجو فرستاد عبد اللّه ابن عمر * بَر مير كوفه شدش چارهگر 90 كز آن بند كردش رها پيشوا * وز اين كار مختار شد بانوا در اثناى اين ميرِ كوفه ز كار * بيفتاد و شد ديگرى اختيار كه بُد نامش عبد اللّه ابن مطيع * در آن مهترى پايه گشتش رفيع به حكم زبيرى بر آن شهر مير * شد و مردمش گشت فرمانپذير ز حكم حنيفه « 4 » محمّد نژاد * نهان دعوتى كرد مختار ياد 95 اگرچه محمّد نفرموده بود * كه سر را به طاعت برآورده بود
--> ( 1 ) ( ب 80 ) . گفته شده سليمان در زمان عبد الملك بن مروان كشته شده است . ( تاريخ يعقوبى 2 / 200 ) ( 2 ) ( ب 81 ) . : عبد اللّه بن سعد بن نفيل الازدى صحيح است . ( 3 ) ( ب 86 ) . : رفاعة بن شداد البجلى . ( 4 ) ( ب 94 ) . : محمّد بن حنفيه .