حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمه 4

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

مُعَرِّف چو بود و معرَّف نبود * به خود كشف اظهار قدرت نمود دو عالم به يك لفظ كرد آشكار * در او يافت معنى و صورت قرار يكى ، عالَمِ امر ، كآن جسم و جا « 1 » * ندارد به فرمان و صُنع خدا دؤم ، عالَمِ خَلْق ، كز جاى و جسم * ندارد گزير و چنين يافت قسم 55 درين هر دو عالم چو قدرت نمود * دَرِ قدرتش لفظ « كُن » « 2 » برگشود ز « كن » گوهرِ عقل كلّ آفريد * ازو گشت نقش هيولى پديد وزان چار عنصر پديد آمدند * دَرِ دهر را چون كليد آمدند فراز آتش و باد ، شيب آب و خاك * دو با هريكى خوش ، سئم خشمناك كه در طبع خشك و تر و گرم و سرد * شدند و دو زآن هريكى « 3 » طبع كرد 60 به بالاى آن شد محيط آسمان * نجُستند پيشى يكى در زمان به گردون ستاره پديدار شد * از آن هفت تابنده سيّار شد چو كيوان و زاؤش « 4 » و بهرام و مهر * چو ناهيد و تير و مَهِ خوبچهر از اينها دو برتر به قدر و به جاه * فروزنده خورشيد و تابنده ماه وز اين هر دو خورشيد را داد نور * وز او روشنى شد به نزديك و دور 65 دوازده بروج آمد اين آسمان * در آن هريكى سى دَرَج « 5 » شد نشان دقيقه به هريك دَرَج شصت گشت * روا رو چنين تا به عاشر گذشت بپيوست در يكدگر آسمان * سر و دُم پديد آمدش آن زمان ز سيّارگان هريكى يك فلك * گرفتند مأوا در اوج و دَرَك به هشتم ثوابت گزيدند جاى * بر آن گشته سيّارگان كدخداى

--> - خلقت الخلق ؟ قال : كنت كنزا مخفيّا فاجببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف . در باب صحّت و يا ضعف سند اين حديث به اللؤلؤ المرصوع ، ص 61 رجوع فرمايند . ( به نقل از احاديث مثنوى بديع الزّمان فروزانفر ، ذيل شمارهء 70 ، ص 29 ) . ابيات 52 تا 56 . دربردارندهء مضمون آيهء شريفهء « وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ . . . الخ » از سورهء مباركهء انعام است . ( قرآن كريم ، سورهء انعام ( 6 ) / آيهء 73 ) ( 1 ) ( ب 53 ) . در اصل : و جاء ؛ وص - خدا . ( 2 ) ( ب 55 ) . در اصل : كن - شود . ( 3 ) ( ب 59 ) . در اصل : يكى - ع كرد . ( 4 ) ( ب 62 ) . زاوش ، زئوس يونانى معادل ژوپيتر ، سيّارهء مشترى . ( 5 ) ( ب 65 ) . دَرَج ، جمع درجه ، كه در اينجا به معناى مقامهاى برجهاى دوازده‌گانهء سال است .