حمد الله مستوفى قزوينى
مقدمهء مصحح 56
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
ز نجران على اندر آمد ز راه * بيامد به پيش رسولِ إله نبى گفت : « إحرام چون بستهاى * به هر دو گر از يكى رستهاى ؟ » على گفت : « من پيروم مر ترا * چنان بستهام بسته است مصطفى چو قربان نبود اندر آنجا ورا * شريك خودش كرد از آن مصطفى - به هنگام بيعت گرفتن عمر بن خطّاب از براى ابو بكر : « از اين گفتوگو خاست بانگ و فغان * سخن گفت هريك دگرگون در آن سخن اندر آن خواست گشتن دراز * به بيعت عمر كرد دستش فراز ابو بكر را دست بگرفت مرد * ز بيعت بر او بر سخن ياد كرد ابو بكر با او ز سادهدلى * « اقيلونى و » گفت : « فيكم على » - پيش از رحلت حضرت رسول از آن جناب در باب غسلدهندهء ايشان سؤال شد ، بگفتند : « غسلت كه آرد به جا ؟ * بگفت : « آنكه نزديكتر مر مرا » بگفتند : « كه شخصت سپارد به خاك ؟ » * بگفت : « آنكه از تخمهء ماست پاك » - و بعدا ، در هنگام غسل پيامبر ( ص ) ؛ سروده است : غلامان بر او ريختند آب را * همىشستى او را على مرتضى - و نيز در هنگام دفن جسد مبارك آن حضرت گفته است : پس آن شش كه او را بشستند پاك * سپردند در گور او را به خاك خاتمه متن ظفرنامه به لحاظ واژگان ( اعم از مفردات و تركيبات و كاربردها ) واجد ارزشهاى قابل توجّه و ويژه است . همانگونه كه پيش از اين اشاره شد ، بر اثر ممارست صاحب ظفرنامه در كار شاهنامهء فردوسى و تحت تأثير دورهء زبانى قرنهاى چهارم و پنجم بهنحوى شگفتانگيز و در عين حال گسترده و جاافتاده و بسيار طبيعى ، حامل گنجينهاى از لغات و