حمد الله مستوفى قزوينى
مقدمهء مصحح 45
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
امّا از فحواى ظفرنامه و زمينهء انديشگى صاحب آن در نحوهء نقل روايات و ترتيب و تبويب آن و تلقّى او از مسائل اينگونه مستفاد مىشود كه تقارن نحلهء فكرى و عقيدتى حمد اللّه مستوفى در درجهء نخست متوجّه به ابن اسحاق است و سپس به ترجمه و انشاى اسحق بن محمّد همدانى ( 582 - 623 هجرى ) ، كه چندان فاصلهاى هم ميان اين دو تأليف وجود ندارد . از مقابله و مقارنهء دو متن يعنى سيرت رسول اللّه همدانى و ظفرنامهء مستوفى به قرائن بسيارى برمىخوريم كه شاهد مدّعاى ما خواهد بود و در بخش زندگانى رسول اللّه ( ص ) اين قرائن به لحاظ صورت در حواشى ذكر شده است و خوانندگان قطعا ملاحظه خواهند داشت . قرائن صورى و معنوى ميان اين دو اثر فراوان است ، از آن جمله كه : - مترجم سيرة النّبى علل اقدام خود به ترجمهء اين متن عزيز الوجود را به فارسى در درجهء نخست مرتفع كردن مشكل غريب الوجود بودن آن در ايران و محروم ماندن فارسىزبانان از فضل سماع و روايت آن تا اوايل قرن هفتم مىداند و در وهلهء ثانى فوايد دهگانهاى مىشمارد كه از براى هيچ كتاب ديگرى قائل نيست و اين فوايد دهگانه را به نحو مشروح در كتابش ( طىّ صفحات 3 تا 5 ديباجه ) بيان داشته است . - مصنّف ظفرنامه هم توجّيه خود را از براى اقدام به تأليف تاريخ منظومى كه با ياد و نام سيّد المرسلين آغاز شود و با كسب تيمّن از نام آن حضرت با انعكاس « تواريخ ايّام اسلام » براى خود زندهنامى اين جهان و شادكامى و مغفرت آن جهان را فراهم دارد . - مترجم سيرت ضمن ايراد بر ترتيب و تبويب مأخذ ترجمهء خود يعنى سيرة النّبى ( متن عربى ) و برشمردن مشكلات ترتيب موجود آن ، نحوهء ترتيب و تبويب جديد از متن فراهمآوردهء خود و تهيّهء فهرستى كارآمد ، كه خواننده را بر دريافت هرچه آسانتر مضامين مورد نظرش به صورت مجمل راهنمايى مفيد باشد ، بدينگونه توجيه و تبيين كرده است : « بعد از آن ، چون شروع كرديم ( منظور ترجمهء سيرة النّبى است ) ، درنگريستيم و كتاب سيرت به ابواب و حكايات مرتّب نبود ، زيرا كه مصنّف كتاب در آن كتاب روايت را رعايت كرده است ، و مراسم و مراتب نقل نگاه داشته است ، و اگر ما اين ترجمه را هم بدان سياق مىبرانديم ، و هم بدان منوال مىببافتيم ، خوانندگان را ، از فوايد آن دور تر مىافتادند و اگر