حمد الله مستوفى قزوينى
مقدمهء مصحح 43
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
همين آثار است كه از طريق شاگرد او بكّائى به تأليف مشهور ابن هشام ( سيرت رسول اللّه ) منجر شده است . 2 . ابن قتيبهء دينورى ، ابو عبد اللّه محمّد بن مسلم بن قتيبهء كوفى ( م . 270 يا 276 ) ، صاحب معارف و عيون الاخبار . وى نيز از كسانى است كه در معارف خود روايات متعدّدى را ( بدون ذكر سند ) از محمّد بن اسحاق سابق الذكر و آثار او نقل كرده است . 3 . حمزهء اصفهانى ، ابو عبد اللّه بن حسن ( متولّد حدود 270 ، متوفّى 350 - 360 ه . ق . ) مورّخ شهير و صاحب كتب سنىّ ملوك الارض و الانبياء ، التّصحيف ، كبار البشر و كتاب الأمثال . سنى ملوك الأرض و الانبياء او اساس مجمل التّواريخ و القصص قرار گرفته است . 4 . ابن اثير ، عزّ الدّين ، ابو الحسن ، علّى بن محمّد ( 630 هجرى ) صاحب اسد الغابّه فى معرفة الصّحابه و الكامل فى التّاريخ ، الّلباب فى تهذيب الانساب . اين مورّخ شهير نيز به كرّات در كتاب كامل خود بدون ذكر سند روايات خود و به تبعيّت از طبرى به ابن اسحاق و كتابهاى مبتدء و سيره و مغازى او استناد كرده است . 5 . وهب بن منبّه بن كامل بن سيج ابو عبد اللّه اليمانى الصّنعانى ( متولّد 34 هجرى و متوفاى 110 ) وى قاضى صنعا و اصلا ايرانى بوده . در ذمار به دنيا آمده و در يمن زندگى كرده و در همانجا ( صنعا ) درگذشته است . در زهد و مكارم اخلاق شهرت داشته است . آثار بسيارى به وى منسوب داشتهاند كه برخى آثار وى به منابع يهودى و مسيحى مربوط بوده است از قبيل : قصص الانبياء ، كتاب اسرائيليات ، زبور داوود ، حكمت وهب ، حكمت لقمان ، مواعظ وهب و كتاب القدر ؛ برخى در باب اسلام است ، همچون : فتوح وهب و مغازى رسول اللّه ؛ برخى ديگر در باب عربستان جنوبى بوده است ، مثل كتاب الملوك المتوّجه . شايستهء ذكر است كه گويا حمد اللّه مستوفى در كار تصنيف ظفرنامهء خود از آثار مربوط به منابع اسلامى وى ، مانند مغازى رسول اللّه بهرهء بيشترى برده است و از آثار مربوط به منابع يهودى و مسيحى وهب شايد به مقدارى اندك و گذرا در مبحث شرح نسب بعضى قبايل عرب و عجم ( ديباجه ) استفاده كرده باشد . آنچه ياد شد عبارت است از منابعى كه صاحب ظفرنامه به تصريح در مقدّمهء خود بدآنها اشاره كرده است كه به نظر اين بنده قصد وى بيان جمع و جور و كلّى منابع خود بوده است و مسلما آنگونه كه براى يك مؤلّف بيان جزئيات برخى مقدّمات در تأليف تاريخ منثور مرسوم و معمول و ميسور است در تصنيف يك اثر منظوم بنا به ويژگيهاى فضاى شعر و