حمد الله مستوفى قزوينى
245
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
به دو گفت انصارى : « اى نيكمرد * طواف حرم بايد از پيش كرد » گران بود بر طبعِ عمرو اين سخن * و ليكن به كعبه شدند هر دو تن يكى عمرو را ديد ، بشناخت ، گفت * كه : « عمرو آمد اى قوم اندر نهفت نباشد ز مكرى بُرون بىگمان * سرآريد بر وى به زودى زمان » 5185 گريزان شدند هر دو زين گفتوگو * عرب در « 1 » عقبشان شده پوى پو كسى گَرد ايشان به ره برنيافت * عرب رو ، بناچار ، از ره بتافت به غارى شدند آن دو مؤمن نهان * سه روز و سه شب بود هر دو درآن سوارى سئم روز عثمان به نام * قريشى نسب سرورى زآن مُقام گذر بر دَرِ غار ناگاه كرد * بكشتند زارش مر آن هردو مرد 5190 هيونش ببُردند و رفتند به راه * به عزم مدينه از آن جايگاه دو جاسوس صخر اندرآن رهگذر * بديشان رسيدند بر راه بر بر آن هردو شد عمرو « 2 » در راه چير * يكى را بكُشت و دگر كرد اسير از آن پس بيامد بَرِ مصطفى * براين كرد او را پيمبر دُعا ( 113 ) غزو « 3 » بئر معونه به قتل چهل صحابى به دست بنى سليم به ماهِ صفر مهترى نيكخواه * ز قوم بنى عامر آمد به راه 5195 كه بُد نام آن نامور بو برا « 4 » * عرب بود بىمر به فرمان ورا بسى هديه آورد پيش رسول * نشد هديهاش پيش سيّد قبول بپرسيد اصحاب از مصطفى : * « نپذرفتى اين هديه از وى چرا ؟ از آنكس كزو ده يكش پايه نيست * پذيرى و از وى نگيرى ، ز چيست ؟ » نبى گفت : « هركس كه او كافر است * از او بستدن چيز نى درخور است » 5200 به دو بو برا گفت : « از اين دين خبر * سزد گر بگويى به من دربهدر » نبى حال اسلام با او بگفت * پسنديد از او بو برا در نهفت
--> ( 1 ) ( ب 5186 ) . در اصل : عرب زو . ( 2 ) ( ب 5192 ) . در اصل : شد عمر در . ( 3 ) ( عنوان ) . در اصل : غزو رمعويه . ظاهرا به جاى « به قتل » « و قتل » اصحّ است . ( 4 ) ( ب 5195 ) . : ابو برا ، عامر بن مالك ، معروف به ملاعب الأسنّه .