حمد الله مستوفى قزوينى

240

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

بگفتش به طيبت نبى : « بس نهان * شدى اى دلاور از آن كافران هرآن‌كو چنان جنگ جويد به كين * نشايد كه باشد به كوشش چنين » چو اسلاميان از احُد پوى پو * به شهر مدينه نهادند رُو حَمَنَّه « 1 » همىرفت دخت جحش * كه حمزه بُدى خال آن بَر مَنش 5085 يكى گفت او را كه : « خالت نماند » * زن ( « انّا وَ لِلّه » ) بر وى بخواند دگر گفت : « گشتت برادر تباه » * همين پاسخش داد آن جايگاه دگر گفت : « شوى تو هم كشته گشت » * برآورد افغان برآن طَرْفِ دشت نبى گفت : « معلوم شد پيش زن * چو شوهر نباشد كسى ز انجُمن » « 2 » * سپاهِ شكسته چو آمد به شهر * چشيده ز كفّارِ دون زهرِ قهر 5090 چنين گفت عبد اللّه ابن سَلول : * « اگر قولِ من كار بستى رسُول نديدى مسلمان ز كافر شكن * نگشتى تباه اين‌چنين انجُمن » براين آيت آمد ز پروردگار : * « اگر هست در دستتان اختيار ز خود بازداريد مرگ اين زمان * ممانيد كآيد به سر بر زمان » * نبى از زن طلحه « 3 » پرسيد باز * كه : « چون بود احوال آن رزمساز ( 111 ) 5095 كه چون شد شهيد آن سرافراز مرد * به زودى ملايك ورا غسل كرد چنين گفت : « در غسل محتاج بود * نكرد و به كوشش شتابيد زود » چو بشنيد پاسخ خديوِ انام * غسيل الملايك ورا كرد نام * به شهر مدينه عرب بُد يكى * ز طاعت نگشتى جدا اندكى به روز احُد مشركان هشت تن * تبه كرد و خسته در آن انجمن

--> ( 1 ) ( ب 5084 ) . در اصل : كنا ؟ ؟ ؟ ه ، كه به اتّفاق تمام منابع معتبر « حمنّه بنت جحش » است ، و احتمالا سهو كاتب است ؛ البتّه به ضرورت رعايت وزن شعر بايستى « حمنّه » ( به فتح ثانى و تشديد ثالث ) خواند . ( 2 ) ( ب 5088 ) . : « سيّد ، عليه السّلام ، گفت : إنّ زوج المرأة منها لبمكان . گفت : زن را هيچ‌كس بجاى شوهر نبود . ( سيرت رسول اللّه ، ص 685 ) . ( 3 ) ( ب 5094 ) . طلحه ( ؟ ) . اين مطلب به حنظلهء غسيل الملائكه مربوط است ، فلذا ضبط « طلحه » در متن تخليطى است كه رخ نموده است .