حمد الله مستوفى قزوينى

209

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

4415 به ماهِ صفر از مدينه برفت * به پيكار كافر خراميد تفت چو كافر از او آگهى يافت زود * گريزان برفتند ترسان چو دود پيمبر چو آمد بدان جايگاه * نبودند كس زآن دلاور سپاه همان روز از آن جايگه بازگشت * به شهر مدينه درآمد ز دشت در او آخرين روزِ ماهِ صفر * درآورد لشكر خديوِ بشر پيوند امير المؤمنين عثمان با امّ كلثوم بنت رسول اللّه 4420 از آن پس به ماهِ ربيع نخُست * به عثمان دگرباره پيوند جُست رقيّه چو بُد رفته اندر نهان « 1 » * به دو امّ كلثوم داد آن زمان به دو دخت چون گشت دامادِ او * خداوندِ نورين « 2 » بُدى ياد او از اين دختر او را پسر هم نخاست * به سيّد نشد نسل ازاين نيز راست « 3 » به نزديكِ عثمان بُد او چارسال * از آن پس گرفت از جهان انتقال 4425 ز هجرت گذر كرده بُد سال هفت * كه آن پاكدامن شد اندر نهفت دلِ شوهر از مرگِ او خسته بود * كه پيوندش از خواجه بگسسته بود نبى دلخوشى داد او را بدين * ز شفقت به دو گفت سيّد چنين : « اگر دخترى ديگرم در نهان * بُدى ، با تواش دادمى اين زمان » قتل كعب بن اشرف جهود نضيرى ز قوم نضير اندرآن روزگار * جهودى بُد اندر جهان نامدار ( 98 ) 4430 كه نامش بُدى كعب و اشرف پدر * يكى خيره‌سر مرد بُد مايه‌ور ز هرگونه‌اى چيز بسيار داشت * به بد گفتن مصطفى كار داشت بر آن قوم بودى شده پيشوا * وز او بود آزرده‌دل مصطفى « 4 »

--> ( 1 ) ( ب 4421 ) . بد رفته اندر نهان - درگذشته بود ، وفات يافته بود . ( 2 ) ( ب 4422 ) . خداوند نورين - ذى النّورين ( لقب عثمان بن عفّان ) ( 3 ) ( ب 4423 ) . در اصل : اين نير راست . ( 4 ) ( ب 4432 ) . در اين باب و علّت آزردگى حضرت رسول و سبب فرمان ايشان بر قتل كعب رجوع كنيد به سيرت -