حمد الله مستوفى قزوينى

186

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

چنين گفت : « اى پيشواى امم * از اين نيست جانم پراندُوه و غم و ليكن از آن هستم اندوهگين * كه بودند در عقل و دانش گزين نديدند توفيق اين دين پاك * برفتند در كُفر اندر مغاك » 3935 چو پاسخ براين‌گُونه آورد ياد * مر او را نبى تعزيت بازداد دعا كرد در حقّ آن نيكمرد * برآسُود مؤمن از آن گُرم و درد و ليكن سوى گفتهء مصطفى * شد اندر يمامه تبه در غزا « 1 » مشورت كردن رسول با اصحاب جهت غنايم ز بهرِ اسيران و آن خواسته * كه بُد مانده از كافر آراسته دگرگونه هركس همىخواستند * ز هرگونه انديشه آراستند 3940 گُروهى براين‌گونه كردند ياد * كه : « اندر غنيمت چنين است داد هرآن‌كس هرآن‌چيز دارد به چنگ * همُو را بود جُمله بىكين و جنگ » گروهى دگر گفت : « بر يكدگر * ببخشيم آن خواسته سربه‌سر هر آن‌كس كه شد در پىِ بدسگال * برد بهره زين خواسته بىجدال برنجيد از اين كار سعدِ معاد * به پاسخ براين‌گونه آورد ياد 3945 كه : « چون ما نگهبان سيّد بديم * ز ديگر كسان ازچه كمتر شديم اگر كرد شايد تصرّف به خويش * سزد گر ره راست گيريم پيش ببخشيم بر يكدگر سربه‌سر * فزونى نجوييم بر يكدگر » ببردند پيشِ نبى داورى * نرفت اندر آن حكم پيغمبرى بدان تا چه فرمان دهد ذو الجلال * كه در هيچ دينى نبودى حلال 3950 بدين آيت آمد كه : « آن خواسته * خدا و نبى راست آراسته « 2 »

--> ( 1 ) ( ب 3937 ) . در اصل : در عزا . ( 2 ) ( ب 3950 ) . در سيرت رسول اللّه آمده است : « عبادة بن الصّامت ، رضى اللّه عنه ، گفت : چون ما همه خصومت و اختلاف نموديم در آن مالها ، حقّ تعالى تولّى قسمت از غنايم بنمود و حكم آن از دست ما بيرون كرد و سورة الأنفال در ميانه فروفرستاد . و بعد از آن پيغمبر ، عليه السّلام ، به موجب حكم قرآن غنيمت ميان صحابه قسمت كرد و هيچ يكى بر يكى تفاضلى ننهاد ، الّا . . . » ( سيرت رسول اللّه ، مصحّح ، دكتر مهدوى ، ص 581 ) .