حمد الله مستوفى قزوينى
149
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
از او شد روانه پيمبر به راه * بُدى ديه وَدّان بدان جايگاه 3120 در آن ديه از او آگهى يافتند * به پيشش از آن ديه بشتافتند بر او نامهء آشتى خواندند * ز پيمان مهرش سخن راندند نبى صُلح كرد و نفرمود جنگ * سپه بازگشتند از او بىدرنگ به شهر مدينه از آن جايگاه * نبى با صحابه ببرّيد راه رفتن رسول ، عليه السّلام ، به غزو بواط به شهر اندر آمد رسول گُزين * فلك چند روزى بگشت اندر اين 3125 پس آگاهى آمد كه : « از مُلك شام * مىآيد به ره كاروانى تمام كه هستند يكسر ز قومِ قريش * روان است نعمت ز اندازه بيش شتر يك هزار است و پانصد فزون * پر از بار پويان به راه اندرون چو پور خَلَف مهتر كاروان * كه خوانند امَيَّه مر او را گوان ز مردان جنگى است پانصد دلير * كمر بسته با او به كردارِ شير » 3130 ز كار آگهان چو نبى اين شنيد * همانگه دو صد مرد را برگزيد ز انصاريان و مُهاجر سپاه * بفرمود تا رو درآرد به راه به ماهِ ربيعِ دؤم « 1 » اين سپاه * ز شهر مدينه روان شد به راه خليفه همان سعد عُبّاده بود * روان شد پيمبر بدين غزو زود « 2 » لواى سفيد نبى در سپاه * همى سعد وَقّاص بردى به راه 3135 به كوهى رسيدند بر رهگذار * كه رَضْوَى بُدى نام آن كوهسار « 3 » فرود آمد آن جايگاه اين سپاه * شب آسوده گشتند از رنجِ راه از آنجا به كوه تهامه كشيد * به يك منزل آنجا سپاه آرميد كه باشد بُواط نام آن جايگاه * در او كرد منزل رسُولِ إله
--> ( 1 ) ( ب 3132 ) . سيرت رسول اللّه : « ماه ربيع الاول » را موقع غزو بواط بيان داشته است . ( ص 525 ) . ( 2 ) ( ب 3133 ) . در اصل : غزو رود . ( 3 ) ( ب 3135 ) . ر . ك : طبرى ( مع ) ، ج 2 ، ص 405 ، س 10 ، تحقيق محمّد ابو الفضل ابراهيم ، چاپ دوم ، دار المعارف بمصر .