حمد الله مستوفى قزوينى
146
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
كه او آن زمان بود كافر هنوز * از آن از مسلمان بُدى رزمتوز ( 71 ) 3065 به پيكار اسلاميان آن سپاه * ز مكّه روان كرد كافر به راه از اين آگهى پيشِ سيّد رسيد * كه : « آمد ز كفّار فتنه پديد سپاهى بيامد ز مكّه به راه * شده عِكْرَمَه مير جنگى سپاه » فرستادن حمزه و عبيده « 1 » را به جنگ عكرمه بفرمود تا حمزهء نامدار * عُبَيْده دگر مهتر كامكار بپويند با شصت مردِ دلير * ز قومِ مهاجر به كردارِ شير 3070 به شوّال سال نخستين ، سپاه * به حُكم پيمبر روان شد به راه به چاهى رسيدند بر رهگذار * كه أَحيا بُدى نام آن چاهسار در آن مرز دشمن برابر رسيد * چو هر دو سپه يكدگر را بديد دو تن بود در لشكر عكرمه * كه مؤمن بدند آن سرانِ رمه به مكّه بمانده بَرِ كافران * نرفته به هجرت چو آن ديگران 3075 بمانده « 2 » ز عجز اندر آن بوموبر * يكى نام مِقداد و عُتْبَه دگر در اين جنگ بودند از عِكْرَمه * پذيرفته جنگ محمّد همَه چو صف بركشيدند اسلاميان * برفتند آن هر دو تن زآن ميان به نزديك اسلاميان آمدند * مددكار آن نامداران شدند از اين كينه كافر به پيكار دست * گشود و از اين كارشان گشت پست 3080 بشد سعد وقّاص « 3 » پيكارجو * از آن كافران را سيه گشت رُو چو مشهور بود او به تيرافگنى * جدا شد ز تيرش ز كافر منى جهانجوى تير از كمان برگشاد * ز نام خدا كرد در جنگ ياد ز تيرش رخِ كافران تيره شد * ز سهمش سر مشركان خيره شد اگرچه به تيرش تن كس نخست * بلند اختر كافران گشت پست 3085 ز تيرش بر ايشان شكست اوفتاد * برفتند تازان به كردارِ باد
--> ( 1 ) ( عنوان ) . منظور از « عبيده » ، « عبيدة بن حارث بن مطّلب بن عبد مناف » است . ( 2 ) ( ب 3075 ) . در اصل : نمانده ؛ مقداد بن عمرو البهرانىّ ؛ عتبة بن غزوان بن جابر . ( طبرى ) . ( 3 ) ( ب 3080 ) . سعد بن أبى وقّاص .