حمد الله مستوفى قزوينى

136

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

سؤال جهودان از رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، و پاسخ آن 2835 چو سيّد برافراشتى كارِ دين * شدى سست دينِ جهودان از اين پُراندُه شدندى جهودان همه * نشستند باهم شبان و رمَه بگفتند در كار سيّد سخن * ك « ز او سست شد سخت دين كُهن يكى چاره بايد در اين كار كرد * كه از ما و اين دين شود روى زرد بر او بازگردد ز پرسش سخن * شود تازه ز اين كار دين كُهن » 2840 ز توريت و انجيل و ديگر كتاب * كه بودند از علم آن كامياب نوشتند بيرون سؤالات چند * مگر زآن شود كار سيّد نژند نبود آن گمانشان كه پروردگار * بر او رازها مىكند آشكار برفتند و كردند از وى سؤال * جهودان نادان ز هرگونه حال نخست آن‌كه : « چونست ذاتِ خدا * صفت چيست پيدا و پنهان ورا ؟ » 2845 چنين داد پاسخ كه : « ذات خدا * منزّه شد از چند و چون و چرا نداند صفت كردن او را كسى * اگرچه در آن كار كوشد بسى گر اخلاص دارى به كارِ خُدا * ز اخلاص برخوان صفت مرورا » دگر گفت : « مشغول يزدان به چيست ؟ » * چنين گفت : « مشغوليش هيچ نيست قل اللَّهُمّ از بهر شغلش بس است * كه مشغولى احوال ديگر كس است » 2850 دگر : « كردگار آنچه مىآفريد * به چند روز كرد آفرينش پديد ؟ » چنين داد پاسخ : « خداوندگار * به شش روز كرد آنچه هست آشكار وگر خواستى در زمان بىزمان * پديد آوريدى زمين و آسمان ولى ديد حكمت در اين كردگار * كه مردم « 1 » شتابان نباشد به كار » دگر آن‌كه : « اين روشنان بر فلك * چه و چند و چون حالشان يك‌به‌يك 2855 خداوندشان از چه چيز آفريد ؟ * چرا مىشوند از نظر ناپديد ؟ » چنين گفت ك « ز نور پروردگار * ستاره بر افلاك كرد آشكار هزار است و بيست و نه از وى شمار * از آن هفت سيّارهء نامدار ( 67 )

--> ( 1 ) ( ب 2853 ) . در اصل : كر مردم .