حمد الله مستوفى قزوينى
127
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
تو امشب در اين خانه آرام جُو * وز اين كار اندر جهان نام جُو » 2645 على خفت بر بستر مصطفى * نبى كرد سوى ابو بكر را چو پا سيّد از خانه بيرون نهاد * دَرِ بخت بر وى فلك برگشاد سرِ كافران اندر آمد به خواب * پيمبر گذر كرد اندر شتاب ز دست بدانديش دشمن گريخت * به فرقِ عدو فرِّ او خاك ريخت نبى چون گذر كرد ، كافر ز خواب * درآمد ، به كينه گرفته شتاب 2650 نگه كرد در خانهء مُصطفى * در او ديد خفته سرِ اوليا گمان آنچنان بُرد كو مصطفاست * به در بر كمينگاه كردند راست دو بهره چو زآن تيره شب درگذشت * دل كافران از كمين سير گشت بگفتند : « چون او نيايد برون * سراسر به قصدش شويم در دُرون « 1 » كه يك لحظه ديگر بود روز پاك * نشايدش آن وقت كردن هلاك » 2655 چو در خانه رفتند ، شيرِ خُدا * بجَست از دليرى چو شيرى ز جا برآهخت شمشير و از كافران * همىخواستى رزم جُستن گران چو كافر نبى را به خانه نديد * ز جنگ على يكبهيك سركشيد نكردند پيكارِ او اختيار * برفتند از پيشِ او خوارخوار به نزديك بو جهل و آن ديگران * سخن گفت هر كافرى اندر آن ( 63 ) 2660 وزاينرو نبى پيشِ بو بكر رفت * چو دولت بَرِ او شتابيد تفت به بو بكر يكسر سخن بازگفت * كه جبريل گفتش همى در نهفت پس آنگاه هر دو از آن جايگاه * نهادند در تيره شب رو به راه به ماهِ ربيعِ نخستين روان * شدند آن دو مهتر ز مكّه نوان ز اسكندرى نُهصد و سى و چار * به تشرين اوّل شدند بادْوار « 2 » 2665 پياده ز مكّه دو فرخندهخُو « 3 » * به راه مدينه نهادند رو گزين عامر بن فُهَيْره « 4 » به راه * غلام ابو بكر ، آن نيكخواه به پى بر همىراندى گُوسفند * كه پى گُم شود ، زان نيابد گزند
--> ( 1 ) ( ب 2653 ) . چنانچه « شويم اندرون » مىگفت ، رعايت وزن شعر و فصاحت را ، مرجّح مىبود . ( 2 ) ( ب 2664 ) . بادوار - چونان باد ، سريع . ( 3 ) ( ب 2665 ) . در اصل : دو فرخندهجُو . ( 4 ) ( ب 2666 ) . در اصل : عامر بن مهيره .