حمد الله مستوفى قزوينى
122
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
2545 سزد گر كسى داند از انجمن * كه گردد گُواه اندر اين عهد من » از ايشان دوازده كه مهتر بدند * نقيبان آن شهر و سرور بدند كه مقبول بُد قول آن سروران * به شهر مدينه كران تا كران ز خود از اصالت « 1 » به مهر و به قهر * به راهِ وكالت ز اقوامِ شهر برفتند و كردند بيعت در اين * به صلح و به جنگ از پىِ كار دين 2550 بر ايشان گوا گشت ديگر مهان * براينگونه كردند عهدى نهان « 2 » چنين گفت پس مهترى زآن مهان * به سيّد كه : « اى پيشواىِ جهان يكى آرزويست ما را برت * چو گرديم در كارِ دين ياورت تو گردى براين دُشمنان پادشا * نمانى چنين خوار ما را به جا ز شهر مدينه نجوئى كران * مُقامت بود جاودانه در آن » 2555 پيمبر بدانست سائل سَخُن * چنين در چه معنى فگندهست بُن به دو گفت : « آرى پذيرُفتم اين * كه كس برشمايم نباشد گُزين منم از شما و شُما از منيد * چو در كارِ دين عهد من نشكنيد « 3 » ( 61 ) چو تنگ اندر آيد به گيتى زمان * همانجا بود خاك من بىگمان » از اين گفته سائل چنان شاد شد * كه همچون يكى سرو آزاد شد 2560 پيمبر به عبّاس گفتا كه : « من * بَر امّيدم از داورِ ذو المنن كه اين دين به زودى كند آشكار * درآرد ز كُفّار بىشك دمار كه حوّاريان در نفر همچنين * بُدند و از ايشان برافروخت دين » « 4 »
--> ( 1 ) ( ب 2548 ) . در اصل : ز حود ار اصالت . يعنى اصالتا از جانب خود و وكالتا از جانب ديگر اقوام شهر . ( 2 ) ( ب 2550 تا 2558 ) . مضمون اين ابيات در سيرت رسول اللّه ( مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) بدينگونه بيان شده است : « أبو الهيثم بن التّيّهان برپاى خاست و گفت : يا رسول اللّه ، ما مىترسيم كه بدين جمله وفا كنيم و دوستان ما كه از اهل شركاند ، با دشمن خود كنيم از بهر تو ؛ و جانب تو بر همه جوانب مقدّم داريم و تو بعاقبت ما را فروگذارى و باز پيش قوم خود آئى به مكّه ، چون ما دشمنان تو مقهور و مخذول گردانيم . چون وى اين بگفت ، سيّد ، عليه السّلام ، تبسّمى بكرد و بعد از آن گفت : بل الدّم الدّم ، و الهدم الهدم ، انا منكم و أنتم منّى ، احارب من حاربتم و أسالم من سالمتم . گفت : لابل ، خون من خون شماست و حرم من حرم شماست و من از شماام و شما از منايد ، با آنكه جنگ كنيد من نيز جنگ كنم و با آنكس كه صلح كنيد من نيز صلح كنم . . . » ( سيرت ، ص 440 ) . ( 3 ) ( ب 2557 ) . در اصل : بشكنيد . ( 4 ) ( ب 2562 ) . در سيرت رسول اللّه چنين آمده است : « . . . سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را گفت : شما پايندان و كفيل من -