حمد الله مستوفى قزوينى
109
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
به شمشير دينت كنم آشكار * به شمشير از آن هم برآرم دمار » نبى گفت ك « اى صادق الوعد إله * نگفتى ز من هرچه خواهى بخواه چرا مىنگردد مرادم روا * مگر نيست قربى به حضرت مرا ؟ 2255 كه ديگر رسل را ز درگاه تو * بسى پايه افزود در راه تو ز احوال آدم درآيم نخُست * سرشتيش از قدرت خود درست دميدى ز روح خودش در وجود * به حُكم تو كردش ملائك سجود رسانيدى ادريس را بىگزند * ز تحت الثّرى تا مقام بُلند براهيم تشريف خُلّت بيافت * به گفتار موسى به پيشت « 1 » شتافت 2260 سخن راست از لحن داوود ياد * به حُكم سليمان وزان بود « 2 » باد ز روح تو شد شخص عيسى پديد * وز اين هريكى پايه برتر كشيد چه بهتر از اينها به من مىدهى * فضيلت چو بر ديگران مىنهى » خدا گفت : « لولاك اين آسمان * نبودى چه جاى فرشته بر آن ز آدم سرشتن تو بودى مُراد * شود مردم از يار بردار شاد « 3 » 2265 وگر يافت ادريس جاىِ بلند * ترا قاب قوسين بماند نژند براهيم اگر شد خليلم ز پيش * حبيبم توئى ، پايه اين راست بيش وگر زآنكه گفتم به موسى سخن * ابَر طور سينا بَرِ انجمن كنون با تو بر عرش رانم كلام * ندارند ره پيشِ ما خاص و عام وگر بود داوود شيرينسرا * به قرآن كرامت نمودم ترا 2270 كز آواز قرّاى قرآن به دل * شود لحن داوودى از جان خجل به حُكم سليمان اگر باد بود * جهان جمله دينت بخواهد گشود زمين قاف تا قاف فرمانپذير * ترا گردد وزآن ندارد گُزير
--> ( 1 ) ( ب 2259 ) . در اصل : نبيشش . ( 2 ) ( ب 2260 ) . در اصل : وزآن بود . ( 3 ) ( ب 2263 و 2264 ) . اشاراتى است به احاديث شريفهء : لولاك لما خلقت الأفلاك و نيز صورتهاى ديگر آن از جمله در شرح تعرّف لولا محمّد ( ص ) ما خلقت الدّنيا و الآخرة و لا السّموات و الأرض و لا العرش و لا الكرسىّ و لا اللّوح و لا القلم و لا الجنّة و لا النّار و لولا محمّد ما خلقتك يا آدم . و يا مطابق اللؤلؤ المرصوع كه گفته است : لم يرد بهذا الّلفظ بل ورد : لولاك ما خلقت الجنّة و لولاك ما خلقت النّار . و عند ابن عساكر : لولاك ما خلقت الدّنيا . ( به نقل از احاديث مثنوى ، مرحوم فروزانفر ، ص 172 ) .