حمد الله مستوفى قزوينى
80
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
چو شد در سجُود از براىِ إله * حويرث « 1 » بر او ريخت خاكى تباه 1600 سر و روى و مويش پر از خاك شد * دل مؤمنان زين سبب چاك شد نشايست كردن بدانسان نماز * نبى شُد ز مسجد سوى خانه باز به دخت مهين گفت ك « ين را بشو » * از آن كرد زينب پر از آبْ رُو همىكرد گريه بر او دخترش * همىشست از آن خاك روى و سرش پيمبر به دو گفت : « مگرى دگر * كه آن را بميرند عمّ و پدر 1605 براينگونه آيد ز خوارى به رُو * خدا را بخوان و سرم را بشو » رفتن رسول ، عليه السّلام ، به طايف و بازآمدن چو خوارى ز اندازه اندر گذشت * به نزديك هر مهترى برگذشت همىخواست در زينهار كسى * رود تا نبيند دگر بد بسى نمىكرد كس زينهارش قبُول * بر آهنگ طائف روان شد رسول بشد زيد بن حارثه با نبى * كه از مهر او بود جانش غمى 1610 ز ميرىّ عبّاس رفته سه ماه * ز مكّه به طايف روان شد به راه به طايف سه كس مير و مهتر بُدند * كه آن هر سه باهم برادر بُدند بُدند هر سه از پشت عَمْر و عُمَيْر * ثقيفى « 2 » و گشته بر آن قوم مير پياده به طايف ز مكّه برفت * بدان مرز خرّم شتابيد تفت سه روز اندر آن راه بودش درنگ * بريدى همى راه بر كوه و سنگ 1615 گرسنه شد و مانده از رنجِ راه * درآمد به طايف رسول إله ( 43 ) به نزديك آن مهتران شد رسول * نكردند زنهار او را قبُول به طايف دو ماه آن رسول گزين * همىكرد بر هركسى عرض دين نپذرفت كس دين اسلام از او * به نيكى نبردند كس نام از او ورا خواند كاذب به دين هركسى * نكردند آزرمِ او اندكى
--> ( 1 ) ( ب 1599 ) . حويرث بن نقيذ بن وهب بن عبد بن قصىّ ( سيرهء ابن هشام ، متن عربى ) ؛ حويرث بن نقيد . ( العبر ، ترجمهء فارسى ) . ( 2 ) ( ب 1612 ) . اين سه تن بنا به نوشتهء سيرت رسول اللّه عبارتند از : عبد ياليل بن عمرو بن عمير ، مسعود بن عمرو بن عمير ، حبيب بن عمرو بن عمير . ( ص 418 ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) .