حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 8

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

با مغولان به شهادت رسيد . بعدها ، نبيرهء وى ، يعنى خواجه فخر الدّين ، محمّد بن ناصر الدّين ابى بكر بن عزّ الدّين خواجه بن امين الدّين نصر به وزارت ايلخانان رسيد ، « يك سال وزارت كرد و چند سال حاكم ملك روم بود » . برادر حمد اللّه مستوفى ، زين الدّين محمّد بن تاج الدّين ابى بكر نيز مدّتى متصدّى « اشغال خطير » بود و در آخر عمر « تائب شد و وزارت ترك كرد » ، خواجه رشيد الدّين وزير « به دو اعتقادى نيكو داشت » . برادر ديگرش ، خواجه فخر الدّين احمد هم در زمرهء كاتبان و شاعران عهد اولجايتو و ابو سعيد قرار داشت و در مشاغل ديوانى گمارده شده بود . حمد اللّه مستوفى دو پسر عم نيز داشته است به نامهاى خواجه فخر الدّين محمّد و خواجه سعد الدّين مظفّر كه در دوران امير بوقا و برادرش امير آروق در ديوان عراق مقامات مهمّى داشتند . اين دو برادر از جملهء كسانى بودند كه در « استيصال خاندان جوينى » كوشيده بودند . خواجه شرف الدّين ، پسر صاحب ديوان در سال 685 امير آروق را به قتل خواجه سعد الدّين ( يكى از پسر عمّان حمد اللّه ) واداشت . وى را در بغداد كشتند و جسدش را به قزوين حمل كردند . برادر ديگرش ، خواجه فخر الدّين ، در همان سال ( 685 ه . ) امير آروق را به قتل خواجه هارون واداشت و پسر صاحب ديوان نيز در همان سال كشته شد و بدين ترتيب خاندان جوينى برافتاد . « 1 » اينك به شرح مختصرى از احوال و سوانح ايّام زندگى حمد اللّه مستوفى و آثارش مىپردازد : آن‌گونه كه خود او بيان داشته است ، از جوانى شوق فراوان به مصاحبت و مجالست با اهل فضل و كسب اطّلاعات و وقوف بر مباحث علمى رايج زمان خود داشته و در عين پرداختن به شغل آبا و اجداديش ، يعنى استيفا ، در دستگاه خواجهء بزرگ ، رشيد الدّين فضل اللّه ، كه مركز تجمّع مشاهير فضلا و ادباى عصر بوده ، وارد شده ، خود را در عداد خواصّ و كتّاب و حواشى آن خواجهء بزرگوار قرار داد ، به نحوى كه در سال 711 هجرى ، به دنبال قتل سعد الدّين ساوجى صاحب ديوان و استقلال خواجه رشيد الدّين در امور ، از جانب وى حكومت و استيفاى ابهر و زنجان و طارمين را بر عهده گرفت . حتّى پس از قتل خواجه ، به حكم سابقهء خدمتگزارى آن خاندان ، به جمع ملازمان پسر خواجه ( غياث الدّين

--> ( 1 ) . نك . به تاريخ مغول ، عبّاس اقبال ، ص 232 و 233 .